الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
24
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
ندارد ؛ چراغى كه درخشندگىاش زوال نپذيرد ؛ دريايى كه ژرفاى آن درك نشود ؛ راهى كه رهروش را به گمراهى نكشاند ؛ پرتوى كه نور آن تيره نشود ؛ جداكنندهء حق و باطلى كه درخشش برهانش خاموش نگردد ؛ تبيانى كه اركانش ويرانى نپذيرد ؛ شفايى كه در آن بيم بيمارى نباشد ؛ ارجمندى كه ياورانش شكست نپذيرند ؛ حقى كه يارى كنندگانش مغلوب نشوند . بنابراين قرآن معدن ايمان و مركز آن است ؛ چشمهسار دانش و درياهاى آن ؛ باغستان عدالت و نهرهاى جارى آن ؛ سنگ زيربناى اسلام و پايههاى محكم آن ؛ وادىهاى حقيقت و سبزهزارهاى آن ؛ دريايى كه بردارندگانِ آب ، آبش را تمام نتوانند كشيد ؛ چشمهسارهايى كه آبكشندگان ، آب آن را به پايان نرسانند ؛ و آبشخورهايى كه آيندگان ، آب آن را كم نكنند ؛ منزلگاههايى كه مسافران راهش را گم نكنند ؛ نشانههايى كه روندگان از نظرش دور ندارند ؛ سرزمين فرازى كه روىآورندگان از آن نگذرند و آن را نگذارند . خداوند آن را فرونشانندهء عطش دانشمندان قرار داده است و بهار دلهاى فقيهان ؛ راهى گسترده براى صالحان ؛ دارويى كه پس از آن ، بيمارى نيست ؛ نورى كه با آن ، تاريكى نيست ؛ ريسمانى كه رشتههاى آن محكم است ؛ كوه بلندى كه قلّهء آن تسخيرناپذير است ؛ قدرت براى كسى كه با آن دوستى ورزد ؛ محل آرامش براى هركس كه وارد آن شود ؛ راهنماى هر آن كه بدان اقتدا كند ؛ عذر كسى كه به آن بگرود ؛ برهان هر كس كه بدان سخن گويد ؛ گواه هر كه در مخاصمت ، پشتيبان خويشش شمارد ؛ پيروزى آن كس كه بدان حجت آرد ؛ دربرگيرندهء كسى كه آن را دربرگيرد ؛ راهبر كسى كه به كارش گيرد ؛ نشانهء [ هدايت ] براى آن كه در آن بنگرد و نشانه جويد ؛ سپر براى كسى كه با آن ، خود را بپوشاند ؛ دانش كسى كه آن را به خاطر سپارد ؛ سخن تازهء آن كه روايت كند ؛ حكم كسى كه با آن قضاوت كند . » « 1 »
--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 177 و 178 ، خطبهء 198 .