الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)
188
التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)
سيرهها و مغازى ( جنگها ) برخوردار بود و در كنار آن ، عالم به امور دنيا بود . « 1 » ليك حاكم گفته است : « ابو عصمه در علوم خود تقدّم دارد ، ولى حديث او بىارزش است . پيشوايان حديث نيز با برهانهايى آشكار ، نقدهاى فراوانى بر او وارد كردهاند . » همچنين حاكم مىگويد : « او فردى جامع بود كه از همه چيز بهرهمند شده بود ، جز راستگويى ؛ پناه بر خدا از به حال خود رها شدن . » ابن حجر از ابن حبّان دربارهء نوحِ جامع نقل كرده است : « وى همه چيز را جز راستى ، در خود گرد آورد . » « 2 » * مأمون بن احمد ، ابو عبداللَّه سُلَمى ، اهل هرات : ابن حبّان گويد : « وى يكى از نيرنگبازان بود . او در ظاهر ، مذهب كراميّه داشت ، ولى از حقيقت باطن او اطلاعى نيست . وى از هشام بن عمار و ديگر راويان اهل شام و مصر و از اساتيدى كه نديده بود ، روايت كرده است . . . روزى از او پرسيدم : كِى به شام آمدى ؟ گفت : در سال 250 . گفتم : هشامى كه تو از او روايت مىكنى ، در سال 245 مُرده است . گفت : او هشام بن عمارِ ديگرى است . » ابن حبّان در ادامه مىگويد : « وى از احمد بن عبداللَّه جويباى با سند او به انس ، از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم روايت كرده است كه فرمود : " در امت من ، مردى به نام محمد بن ادريس خواهد آمد كه از ابليس بر امتم زيانبارتر است . همچنين در امت من ، مردى به نام ابو حنيفه خواهد آمد كه چراغ امتم مىباشد . " » ابن حبّان گويد : « هر كس اين احاديث يابرخى از آنها را بازگويد ، نبايد نامش در بين اهل علم ياد شود . من نيز تنها بدين جهت آن را ياد كردم كه تازهكارانِ خراسان از وى حديث نقل كردهاند ؛ تا دروغپردازى وى در حديث و تعمّد او در تهمت زدن بر اهل علم آشكار گردد . « 3 » ذهبى گويد : « مأمون بن احمد سلمى هروى از جويبارى حديث گرفت و
--> ( 1 ) . تهذيب التهذيب ، ج 10 ، ص 487 . ( 2 ) . همان ، ص 488 . ( 3 ) . كتاب المجروحين ، ج 3 ، ص 45 و 46 .