الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

110

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

گشود و آنها را پس از به هم پيوستگىشان ، به صورت هفت آسمان قرار داد . » « 1 » آيه‌اى هم‌سياق با آيهء ياد شده « 2 » ، به همين معنا اشاره مىكند : « ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ وَ هِيَ دُخانٌ فَقالَ لَها وَ لِلْأَرْضِ ائْتِيا طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ . فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ » « 3 » ؛ « سپس آهنگ [ آفرينش ] آسمان كرد ؛ در حالى كه [ به صورت ] بخارى بود ؛ پس به آن و زمين فرمود : " خواه يا ناخواه بياييد . " آن دو گفتند : " فرمان‌پذير آمديم . " آن گاه آنها را [ به صورت ] هفت آسمان تمام كرد . » « دخان » - كه مادهء اوليهء آفرينش آسمان‌ها و زمين است - هستهء اصلى بود و آسمان‌هاى بلند ، از آن نشأت گرفت و در عرصهء وجود نمايان شد . جملهء « فَقَضاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ » دلالت مىكند بر اين كه مادهء آنها پيش از پديد آمدنشان ، موجود بوده است ، آن گاه خداوند شكل‌هاى متمايزى به آنها بخشيد . سخن خداى در سورهء نازعات نيز بر اين مطلب دلالت مىكند : « رَفَعَ سَمْكَها فَسَوَّاها » « 4 » ؛ « سقف آن را برافراشت و آن را [ به اندازهء معين ] درست كرد . » خداوند با برافراشتن سقف آسمان ، آن را نظام بخشيد ؛ كنايه از گسترش و كشش اطراف آن تا شكل خاص خود را بيابد . نظريهء پيدايش موجودات از يك اصل و شكافته شدن پس از به هم پيوستگى ، نظريه‌اى كهن است كه تورات نيز در اصل تكوين ، آن را ياد كرده است . امام فخر رازى در تفسير آيهء « أَ وَ لَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا . . . » « 5 » مىگويد : « يهوديان ، مسيحيان و مشركانِ پيرامون آنان ، از اين مطلب آگاهى داشتند ؛ چرا كه در تورات چنين آمده است : " همانا خداى تعالى جوهرى آفريد ، آن گاه با نگاه هيبت بدان نگريست و تبديل به آب شد . در مرحلهء بعد ، آسمان‌ها و زمين را از آب آفريد و بين آنها را برشكافت . " » « 6 »

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، ج 2 ، ص 191 ، خطبهء 211 . ( 2 ) . [ انبياء ( 21 ) 30 . ] ( 3 ) . فصّلت ( 41 ) 11 و 12 . ( 4 ) . نازعات ( 79 ) 28 . ( 5 ) . انبياء ( 21 ) 30 . ( 6 ) . التفسير الكبير ، ج 22 ، ص 162 . نسخه‌هاى كنونى تورات ، اين عبارت را ندارد ؛ كه شايد در روند تحريف آن - كه پيوسته وجود داشته و دارد - از بين رفته است .