الشيخ محمد هادي معرفة

46

علوم قرآنى (فارسى)

را مىنوشتند » « 1 » . أبو عبد الله زنجانى تا بيش از چهل تن را جزء كاتبان وحى شمرده است « 2 » كه ظاهرا هنگام ضرورت از وجود آنان استفاده مىشده است . بلاذرى در خاتمهء كتاب فتوح البلدان از واقدى آورده است : « هنگام ظهور اسلام ، در ميان قريش ، هفده نفر نوشتن را مىدانستند : علىّ بن أبي طالب ، عمر بن الخطاب ، عثمان بن عفان ، أبو عبيدة بن جرّاح ، طلحة بن عبيد اللّه ، يزيد بن أبي سفيان ، أبو حذيفة بن عتبة بن ربيعه ، حاطب بن عمرو ( برادر سهيل بن عمرو عامري ) ، أبو سلمة بن عبد الأسد مخزومى ، أبان بن سعيد بن العاص بن اميّه ، برادرش خالد بن سعيد ، عبد الله بن سعد بن أبي سرح ، حويطب بن عبد العزّى ، أبو سفيان بن حرب ، معاوية بن أبي سفيان وجهيم بن صلت واز وابستگان قريش : علاء بن حضرمي . از زنانى كه در صدر اسلام نوشتن را مىدانستند مىتوان از أم كلثوم بنت عقبه ، كريمه بنت مقداد وشفاء بنت عبد اللّه نام برد . شفاء به دستور پيامبر به حفصة نوشتن آموخت وبعد از آن حفصة در زمرهء نويسندگان قرار گرفت . عايشه وأم سلمة از زنانى بودند كه فقط خواندن مىدانستند . در مدينه سعد بن عباده ، منذر بن عمرو ، ابىّ بن كعب ، زيد بن ثابت ، كه نوشتن عربى وعبرى را مىدانست ، رافع بن مالك ، أسيد بن حضير ، معن بن عدي ، بشير بن سعد ، سعد بن ربيع ، أوس بن خولى وعبد اللّه بن ابىّ نوشتن مىدانستند » « 3 » . شيوهء كتابت در عهد رسالت بدين گونه بود كه بر هر چه يافت مىشد وامكان نوشتن روى آن وجود داشت ، مىنوشتند ؛ مانند : 1 . عسب : جمع عسيب ، جريدهء نخل ، چون وسط شاخه‌هاى درخت خرما كه برگهاى آن را جدا مىساختند ودر قسمت پهن آن مىنوشتند . 2 . لخاف : جمع لخفه ، سنگ‌هاى نازك وسفيد . 3 . رقاع : جمع رقعه ، تكه‌هاى پوست يا ورق ( برگ ) يا كاغذ . 4 . ادم : جمع أديم ، پوست آماده شده براي نوشتن .

--> ( 1 ) ابن أبي الحديد ؛ شرح نهج البلاغة ؛ ج 1 ، ص 338 . ( 2 ) زنجانى ، أبو عبد اللّه ؛ تاريخ القرآن ؛ ص 21 - 20 . ( 3 ) ر . ك : أبو الحسن بلاذرى ؛ فتوح البلدان ؛ ص 460 - 457 .