الشيخ محمد هادي معرفة

43

علوم قرآنى (فارسى)

نمىنوشتى ، وگرنه باطل‌انديشان قطعا به شك مىافتادند » ، مبادا كساني كه در صدد تكذيب وابطال سخنان تو هستند شك وترديد كنند . اين آية دليلي است بر اين كه پيامبر چيزى نمىخواند ونمىنوشت ، ولى دلالت ندارد كه نمىتوانست بنويسد وبخواند وهمين اندازه براي ساكت كردن معارضين كافى است ؛ زيرا پيامبر را هرگز با سواد نمىپنداشتند ؛ بنابراين راه اعتراض را بر خود بسته مىديدند . شيخ أبو جعفر طوسي در تفسير آية مىگويد : « مفسّرين گفته‌اند نوشتن نمىدانست ، ولى آية چنين دلالتى ندارد . صرفا گوياى اين جهت است كه نمىنوشته ونمىخوانده است وچه بسا كساني نمىنويسند ولى قادر بر نوشتن هستند ودر ظاهر وانمود مىشود كه فاقد سوادند وكتابت نمىدانند . پس مفاد آية چنين است : پيامبر به نوشتن وخواندن دست نزده بود وأو را عادت بر نوشتن نبود » « 1 » . علامه طباطبايى فرموده است : « ظاهر التعبير نفي العادة وهو الأنسب بالنسبة إلى سياق الحجّة « 2 » ؛ ظاهر عبارت نفى عادت - بر نوشتن وخواندن - است واين در جهت استدلال مناسب‌تر است » . به علاوة داشتن سواد كمال است وبىسوادى نقص وعيب وچون تمامى كمالات پيامبر از راه عنايت خاص الهى بوده وهرگز نزد كسى واستادى تعلّم نيافته ( علم لدنّى ) پس نمىشود ساحت قدس پيامبر از اين كمال تهى باشد . عدم تظاهر به سواد ، براي اتمام حجت وبستن راه اعتراض وتشكيك بوده است ، به همين دليل پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله به كاتبانى نياز داشت تا در شؤون مختلف از جمله وحى براي أو كتابت كنند ؛ لذا چه در مكة وچه در مدينه زبده‌ترين باسوادان را براي كتابت انتخاب فرمود . اولين كسى كه در مكة عهده‌دار كتابت مخصوصا كتابت وحى شد ؛ علىّ بن أبي طالب عليه السّلام بود وتا آخرين روز حيات پيامبر به اين كار ادامه داد . پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نيز اصرار فراوان داشت تا على ، آنچه را نازل مىشود ، نوشته وثبت نمايد تا چيزى از قرآن ووحى آسمانى از على دور نماند .

--> ( 1 ) أبو جعفر ( شيخ طوسي ) ؛ التبيان ؛ ج 8 ، ص 193 . ( 2 ) الميزان ؛ ج 16 ، ص 145 .