الشيخ محمد هادي معرفة

31

علوم قرآنى (فارسى)

زمينه وحى بر پيامبر اسلام ، جعل كرده‌اند . در اينجا براي دفع شبهه مقدمه‌اى را با دو پرسش آغاز مىكنيم : 1 . آيا ممكن است پيامبرى ، در آغاز بعثت به خود گمان ناروا برد ودر آنچه بر أو پديد گشته است شك وترديد نمايد ؟ 2 . آيا امكان دارد كه گاه شيطان ، در امر وحى دخالت كند وتسويلات خود را به صورت وحى جلوه دهد ؟ در گفته‌هاى أهل بيت عليهم السّلام وتعاليم عاليه‌اى كه از خاندان پيامبر أكرم صلّى اللّه عليه وآله صادر شده ، پاسخ هر دو سؤال منفى است . ولى در نوشته‌هاى أهل حديث - كه از غير طريق أهل بيت عليهم السّلام گرفته شده است - جواب مثبت است . آنان رواياتى در اين زمينه آورده‌اند كه با مقام عصمت منافاة دارد وعلاوة بر آن پايه وأساس نبوّت را زير سؤال مىبرد . اينك براي نمونه به دو داستان برگرفته شده از روايات أهل حديث اشاره وبا دلايل عقلي ونقلي ساختگى بودن آن‌ها را روشن مىكنيم : داستان ورقة بن نوفل ورقة بن نوفل از عموزادگان خديجة وفردى با سواد اندك وكم‌وبيش از تاريخ انبياى سلف با خبر بود . در وصف أو گفته‌اند : « وكان قارئا للكتب وكانت له رغبة عن عبادة الأوثان » « 1 » . مىگويند : أو بود كه پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه وآله را از نگرانى - كه در آغاز بعثت برايش رخ داده بود - نجات داد . بخارى ، مسلم ، ابن هشام وطبري شرح واقعه را چنين گفته‌اند : آن‌گاه كه محمّد صلّى اللّه عليه وآله در غار حراء با خداى خود خلوت كرده بود ، ناگهان ندايى به گوشش رسيد كه أو را مىخواند . سر بلند كرد تا بداند كيست ؛ با موجودى هولناك مواجه گرديد . وحشت‌زده به هر طرف مىنگريست همان صورت وحشتناك را مىديد كه آسمان را پر كرده بود . از شدت وحشت ودهشت از خود بىخود شد و

--> ( 1 ) وكان ورقة قد تنصّر وقرأ الكتب وسمع من أهل التوراة والإنجيل ( سيرهء ابن هشام ؛ ج 1 ، ص 254 ) . وكان امرأ تنصّر في الجاهلية وكان يكتب الكتاب بالعبرانية فيكتب من الإنجيل بالعبرانية ( صحيح بخارى ؛ ج 1 ، ص 3 ) .