سيد حسن آصف آگاه
57
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
در آن دوران به روايت صد در بندهش ، همهء كيشها و آيينها جز كيش مزديسنى باطل مىشود و همهء مردم به پيغامبرى زرتشت و رسالت موعودهايش ايمان مىآورند : « . . . و همهء مردم دين به مازديسنان دارند به پيغامبرى زردشت اسفنتمان انوشروان باد را ، اوشيدر ، اوشيدرماه اقرار آورند . دين به مازديسنان بستايند و بپذيرند و كيشهاى ديگر همه باطل شود و خشم و كين و آزونياز و شهوت كم شوند ، مردم اندر راحتى و آسانى باشند » . ( صد در بندهش ، در سى و پنجم ، ب 38 ) چون ده سال از هزارهء آخر بگذرد مزديسنان احتياج كمترى به خوراك و پوشاك دارند و دوستىشان به گوسفندان كاملتر مىشود . در هزارهء آخرين كسى نمىميرد مگر اينكه او را با اسلحه بكشند و يا از پيرى بميرد . 67 پنجاه و سه سال به پايان اين هزاره مانده شيرينى و چربى در شير و گياه چنان كامل مىگردد كه مردم به علت بىنيازى از گوشت ، گوشتخوارى را رها مىكنند و خوراك آنان شير و گياه باشد . سه سال مانده به پايان هزاره ، شيرخوارى را نيز رها كنند و آشاميدن و خوراكشان از گياه است : « هنگامى كه از آن هزاره ( - هزاره هوشيدرماه ) پنجاه و سه سال مانده ، شيرينى و چربى [ كه ] اندر شير و گياه است ايدون كامل شود كه به سبب بىنيازى از گوشت ، مردم گوشت خوردن را رها كنند و خورش ايشان شير و گياه بود . هنگامى كه سه سال مانده است ، شير خوردن را نيز رها كنند و آشاميدنى و خوردنى ايشان آب و گياه بود » . ( دينكرد سنجانا ، ج 7 ، ف 9 ، بند 8 و 9 ) در اين هزاره انواع مار به يكجاى گرد آيند و بههم آميزند و مارى به پهناى 833 گام و به درازاى 1656 گام به وجود آيد . مزديسنان به دستور هوشيدرماه سپاه آرايند و به كارزار آن مار روند و يزش ( - اجراى مراسم دينى و دعا ) كنند تا آن ديو را نابود كنند . 68 بر اثر يزش بهدينان ديو گداخته شود و زهرى كه از او بيرون مىآيد تا يك فرسنگ زمين و گياهان را مىسوزاند . پس جهى ( - زن بدكاره ) سياه ، به شكل مگس يا ابر از ديو بيرون مىآيد و در دروجى كه از تخمه ونژاد دو پايان ( - آدميان ) است درمىآميزد و بدين سبب آزارش كمتر مىشود . 69 ضحاك كه در كوه دماوند به بند كشيده شده است ، در اواخر دوران هوشيدرماه از بند