سيد حسن آصف آگاه

58

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

فريدون رها مىشود و فرمانروايى خود را بر ديوان و مردمان از سر مىگيرد و دستور مىدهد كه هركه آب‌وآتش و گياه را نرنجاند به نزد او آورند تا او را بجود . پس آب‌وآتش و گياه از بدى مردم ، پيش هرمزد گله كنند و گويند كه فريدون را برخيزان تا ضحاك را بزند ، در غير اين صورت در زمين نمىمانيم . هرمزد به همراه امشاسپندان به سوى روان فريدون رود و او را گويد كه : « برخيز و ضحاك را بكش ! » روان فريدون گويد كه : « من نمىتوانم ، نزد گرشاسپ رويد » . 70 اورمزد همراه امشاسپندان پيش روان گرشاسپ رود تا او را برخيزاند ، هرمزد به سروش و نريوسنگ ايزد فرمان دهد كه : « تن گرشاسپ را بجنبانيد تا برخيزد » ، سه‌بار بانگ كنند و برنخيزد اما چهارم بار برخيزد و به جنگ ضحاك رود و گرز پيروزگر به سرش كوبد و او را بكشد و اين پيروزى در روز ششم ماه فروردين باشد : « ماه فروردين ، روز خرداد سام نريمانان آژدهاك را به كشد و خود به هفت كشور خدايى به نشيند ، تا كى خسرو به ديدار آيد » . ( ماه فروردين روز خرداد ، ص 69 ، بند 31 ) ضحاك در اين مدت آن‌قدر باقى مىماند كه يك‌چهارم يا يك‌سوم گوسفندان ( - چهارپايان اهلى كوچك ) را بخورد 71 و آب‌وآتش را نابود كند ؛ اما با مرگ او بار ديگر آشوب و پريشانى و ظلم‌وستم از جهان و به‌ويژه ايرانشهر رخت بربندد . 72 گاه سوشيانس سى سال مانده به پايان دهمين سده از هزارهء هوشيدرماه ، دوشيزه‌اى پانزده ساله به نام « گواگ‌پد » كه از نسل زرتشت است به درياچه كيانسه مىرود و در آب مىنشيند و از آن مىخورد . اين دوشيزه كه هرگز با مردى هم‌بستر نشده است ، از نطفه زرتشت بارور شده و سوشيانس از او متولد مىگردد . وى آخرين نجات‌بخشى است كه به زمين مىآيد تا جهان را از آلودگىها و ناپاكىها ، پاك كند . 73 سوشيانس همانند خورشيد نورانى است كه فرّه كيانى با اوست . با ظهور او دين مزديسنى كمال مىپذيرد و استوار مىماند . با ششم چشم به هر طرف مىنگرد و چاره درد ناشى از دروج را مىيابد . دوران او فقط پنجاه و هفت سال است . سوشيانس نيز هم‌چون دو موعود ديگر ، در سى سالگى به ديدار هرمزد و امشاسپندان مىشتابد و با آنان گفتگو مىكند . به نشانهء اين ديدار ، خورشيد به مدت سى شبانه‌روز در ميانه آسمان مىايستد ، درست به همان‌گونه كه در آغاز آفرينش بود ، و مردمان مىفهمند كه بار ديگر با حادثه شگفت‌انگيزى روبرو خواهند شد :