سيد حسن آصف آگاه

50

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

كنند و دشمن نيكان باشند يعنى كه دربارهء يكديگر بد و عيب گويند و يزش كه پذيرند ، نكنند ( عبادتى كه انجام دادن آن را بپذيرند ، انجام ندهند ) [ و ] از دوزخ بيم ندارند » . ( زند بهمن يسن ، 4 / 40 - 37 ) « . . . اين‌كه مرد دژآگاه بر دستوران [ و پيشوايان ] دين - كه با آگاهى از دين ، اوستا و زند بداند - افسوس‌گرى [ و تمسخر ] و ريشخند بيش كند ؛ كه [ اين افسوس‌گرى ] بر راه [ و از روى ] گناه‌كارى [ باشد ] » . ( م . او 29 ، ص 348 ) « و فتوا گفتن دين‌داران و ردان را بشكنند [ و آن را نپذيرند ] و گفتار دروغ‌زنان و افسوس‌گران ( - تمسخركنندگان و خوارشمرندگان ) [ دين را ] به ردى دارند [ و از آن پيروى كنند ] و دروغگويى پيش دارند [ و آن را رجحان نهند ] ؛ و سوگند دروغ بس خورند و من ، كه اورمزدم ، به زور - [ يعنى ] كه دروغ - بر [ نام ] من بس [ سوگند ] گويند . و كسى اگر هيربد شد و يشت ايزدان كنند ، [ ديگران ] نتوانند ديد [ يا ] كه اگر [ كسى هيربد شد ، بر او ] افسوس‌گرى كنند . و هيربدان براى يكديگر بد خواهند [ و بدخواهى كنند ] و كار اهلموغى ديوان ( - بدعت‌هاى ناروا و اهريمنى ) را پيشتر كنند [ و مقدم دارند و رجحان نهند ] ؛ پس [ آن‌كه ] سه گناه هيربدان و هاوشتان است ، [ آن را ] بسى پيش دارند [ و پيش گيرند ] كه چنين [ است ] : دشمنى با نيكان ؛ و [ به ] بيداد [ و نادرست ] يزشن را كنند ؛ و بيم از دوزخ نبرند [ و ندارند ] » . ( م . او 29 ، ص 309 - 308 ) در آن هنگامه از هر هزار يا ده هزار تن ، تنها يك نفر به دين گرود و آن يك نيز بدان عمل نكند . در نتيجه دين به‌طور كلى نزار و ناتوان شود و فساد ، تباهى ، روسپىگرى ، غلامبارگى ، دروغ و مرگ همه جهان را فرا مىگيرد : « و فروتنى و رامش و دوستى از همهء آفرينش اورمزد و از اين جهان بشود [ و برود ] و از آن ، دين بهى نزار و بىتوان شود و بر آن تباهى رسد » . ( م . او 29 ، ص 305 ) « يا كه در آن پست‌ترين زمان ، يزش كردن با دو مرد جايز باشد ، تا كه اين دين به نيستى و نزارى نرسد ، در يكصد ، در يك هزار ، در ده هزار يكى باشد كه به اين