سيد حسن آصف آگاه
280
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
آرايش بكند هنوز خيلى وقت مانده بوده است . 2 . هجومنژاد ديوان و لطماتى كه مىرسانند ، زمانى به وقوع مىپيوسته كه هزارهء زرتشت خاتمه يافته بوده ، هوشيدر به دنيا مىآيد و چون سى سال از عمرش مىگذرد ، بهرام ورجاوند متولد مىشود و او نيز در سى سالگى لشكركشى كرده مهاجمين را ريشهكن مىنمايد . چنين گفتارى را بايد به مترجم پهلوى و شارحينى نسبت داد كه در حدود 590 - 570 ميلادى در دورهء پادشاهى آشفته هرمزد چهارم پسر و جانشين خسرو اول اظهار كردهاند و رشادتهاى سردار سرشناس ايرانى ، بهرام چوبين در حد نظرشان بوده است . اين مستنسخ انتظار پايان فرمانروايى ديوان را فقط براى يك قرن داشته است . 3 . در جاى ديگر ذكر مىشود ( زند بهمن يسن ، در نهم - 1 ) كه هوشيدر در سال 1800 متولد خواهد شد يعنى 800 سال پس از هزارهء زرتشت و يا در هشتصدمين سال هزارهء خودش . در اين صورت دورهء فرمانروايى ديوان هشتصد سال به تأخير مىافتد و پشوتن كه آرايندهء دين مىباشد ، در پايان هزاره ظهور نمىكند . جزئيات مزبور را بايد يكى از رونويسكنندگان اين مجموعه افزوده باشد . اما مدتهاست كه از هزارهء زرتشت مىگذرد و اتفاقات پيشبينى شده رخ نداده است » . 38 نكتهء مهم قابل ذكر ديگر اختلاف زمانبندى هزارهها در متون پهلوى است مثلا در زند وهومن يسن ميان هزارهء فريدون 39 تا هزارهء هوشيدرماه 9000 سال است درحالىكه در دورهء هفت هزار ساله بندهش ، فريدون در هزارهء سوم و هوشيدرماه در هزاره ششم است . و اين همه نشاندهندهء اين واقعيت است كه سالهاى مطرح شده در اين هزارهها كه در متون مختلف آمده هيچكدام با حقايق تاريخى منطبق نيست . و اكثرا حاصل دخل و تصرفهاى نابجاى كاتبان و شارحينى است كه جملگى در قرون سوم و چهارم هجرى و پس از آن زندگى مى - كردند . لازم به ذكر است آنچه از ادبيات متأخر زرتشتى اكنون در دست است ، در عهد خلفاى عباسى تنظيم گرديده است و به باور اكثر محققين ، بيشترين فعاليت در زمان مأمون ( قرن نهم ميلادى ) براى جمعآورى اين ادبيات به عمل آمد . در زمان تنظيم اين رسالات ، عدم مدارك و اطلاعات دقيق و كافى از يكسو ، و نيز مفهوم نبودن زبان اوستايى قديم ( حتى در ميان موبدان ) از سوى ديگر سبب شده بود حتى دعاهاى قديمى كه بايد اصالت خود را حفظ نموده باشد ، به شكلى ادا مىشد كه به هيچوجه با متون اصلى مطابقت نداشت و زبانى مخصوص به خود بود كه خواننده نمىفهميد چه مىگويد ، و حتى متنى كه نوشته شده بود با آنچه خوانده مىشد به كلى تفاوت داشت . ولى مهم مفهوم اين كلمات نبود بلكه تشريفاتى بود كه مى - بايستى به درستى انجام پذيرد تا ديوان رانده شوند و مردم از آسيب مصون مانده و يا استغاثه و طلب كمك آنان به نتيجه رسد . « دهالا مىنويسد كه حتى گاهى خود اجراكنندگان ريتوالها و