سيد حسن آصف آگاه
281
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
آداب و شعاير ، معنى آنچه را مىگفتند درك نمىكردند و فقط كلماتى را ادا كرده و آدابى را انجام مىدادند . سرودها و پيامهاى مذهبى به مشتى دعا مبدل شده بود كه بر خود يا در و ديوار آن را آويزان مىكردند و بهصورت سحر و ورد و جادو به كار مىگرفتند . همين اوستاى منحرف بود كه ابتدا به اروپا رسيد و موجب برداشتهاى اوليهء غلط محققين گرديد » . 40 دهالا پس از شرح انحراف دين زرتشت و تبديل اهداف اصلى و عملى آن به دعا و ورد و طلسم و . . . مىنويسد : « در اين تمايل عمومى در جهت كشيده شدن بىارادهء دين به سوى عوامل متحجر و مادى مشخصه زمان و باورهاى سراسر اوستاى متأخر و همچنين عصر پهلوى متعاقب آن مى - باشد كه به خصوص در اين ادوار آخر به اوج انحراف خود رسيد » . 41 پروفسور ارانسكى در اثر بسيار ارزشمند خود دربارهء انحرافات اوليهاى كه در گردآورى و انشاى اوستا در زمان حكومت ساسانيان صورت گرفته چنين مىنويسد : « اقدامات پردامنهاى صورت گرفت تا زرتشتىگرى پايدار و استوار گردد و بعضى جريانات مذهبى از آن طرد و جريانات ديگرى بدان محلق شود و به صورتى درآيد كه جوابگوى منافع روحانيان عالى مقام زرتشتى و طبقات زمامدار باشد ، گمان مىرود كه روحانيان زرتشتى - يعنى محرران متن مدون اوستا - در طى فعاليت خود آنچه را كه به زعم خويش اصيل و باستانى نمىشمردند از متن حذف كرده و بخشهاى نوى كه با نيازمندىهاى كيش مزبور سازگار بود بدان افزودند . و به منظور تثبيت تلفظ صحيح و دينى آن كتاب ، الفباى ويژهء اوستايى ، برپايهء الفباى پارسى ميانه ( كه منشأ آن نيز آرامى بوده ) مدون ساختند و چند حرف مصوت و مصمت بدان افزودند . وى در ادامه در خصوص نامفهوم بودن زبان اوستايى حتى در نزد روحانيان چنين مىنويسد : بايد در نظر بگيريم كه امر عظيم تدوين و تحرير اوستا و نقل آن به الفباى جديد توسط روحانيانى صورت گرفت كه زبان اوستا براى ايشان زبانى مرده و ( تا حد معتنابهى ) نامفهوم بود و در نتيجه بالطبع در جريان عمل ، متن كهن دستخوش تحريفات فراوان گشت . بنابراين اثرى كه از زير دست محرران اوستا بيرون آمده تعيين متن واقعى اوستا و تلفظ حقيقى زبان آن را سخت دشوار مىسازد . درعينحال اوستا را از زبان باستانى ( مرده ) - كه فقط در مورد نيازمندىها و مراسم دينى محفوظ داشته بودند - به زبان زنده و محاورهاى و ادبى آن زمان يعنى پارسى ميانه ترجمه كردند » . 42 ابو ريحان بيرونى در اثر هميشه جاويد خود « آثار الباقيه » به اختلاف آرا و اقوال ايرانيان در هنگام ظهور موعود و اينكه چه زمان سلطنت دوباره به ايرانيان مىرسد ، اشاره نموده و مى - نويسد : « . . . جاماسب كتابى دارد كه در آن آمده پس از هزار و پانصد سال كه از تاريخ زرتشت گذشت دوباره سلطنت به ايرانيان مىرسد و به رأى آنان كه در تواريخ دقتنظر دارند ، در هزار و دويست و چهل و دو سال از قيام اسكندر منقضى شد و جز آنچه را كه ما بعدا خواهيم گفت