سيد حسن آصف آگاه
272
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
پيشگويى كه در سال سيصدم روز به شب تبديل خواهد شد و دين آشفته شود و خدايى بلرزد ، 9 يا به عبارتى ديگر دين مورد غفلت قرار خواهد گرفت و پادشاهى نابود خواهد شد ، به نوعى پريشانى و ترس زرتشتيان را نسبت به اشغال تازهواردان نشان داد . چنانكه مىبينيم در اين پيشگويى هيچ اشارهء مستقيمى به اشغالگران و مسلمانان عرب نشده است ، ولى رفتهرفته و با گذشت زمان و مهاجرت تعداد بيشترى از اعراب به ايرانشهر و بيعت ايرانيان با اسلام و تغيير كيش آنها ، موبدان مجبور شدند در متون گذشته تجديدنظر كرده و از آن پس صريحتر سخن بگويند . بهطورىكه در زند وهومن يسن چنانكه خواهيم ديد ( البته در متن دستكارى شده ) به صراحت ورود مسلمانان عرب را مقارن آخرين روزهاى بشريت ذكر كرده است . 10 لازم به ذكر است گفتههاى مربوط به آخر الزمان و وقايع آن ، اشاره به آشوب اجتماعى در ميان زرتشتيان تحت سلطه نيز داشت . موبدان با اشاره به سلطهاى كه مسلمانان - چنانكه از پيش مقدر شده بود - به دست آوردند ، پيشگويىهاى قديمىتر را چنان دستكارى و بازنويسى كردند كه حكومت اعراب مسلمانان نشاندهندهء روزهاى پايانى جهان و بشريت و واقع شدن آخر الزمان بود با اين نشانهها كه در آن زمان « سرباز سواره ، پياده خواهد بود ، سرباز پيادهسوار بر اسب خواهد شد ، بردگان در مسيرهاى اربابان راه خواهند رفت » و « جداكردن بزرگان از افراد پست و افراد پست از بزرگان ممكن نخواهد بود » . 11 تسخير ايرانشهر و ماوراء النهر به دست اعراب فرصتى بود براى معتقدان به آخر الزمان تا به توضيح وقايع تاريخى از منظرى ديگر بپردازند . در روايات تاريخى زوال دين زرتشتى و جايگزينى آن با دين اسلام و همراه آن سقوط پادشاهى ايران ، نوعى دگرگونى ناگهانى و قريب الوقوع خوانده شد . 12 موبدان دوباره با كار كردن روى بخشهاى اصلى منابع مورد وثوق خويش سعى كردند تا اين پيشگويى را كه دفاع در برابر اعراب بهجايى نمىرسد و ايرانيان بايد به آنچه نويسندهاى زرتشتى « پستترين دورانها » توصيف كرد ، تن دهند ، بهصورت مطلب اصلى جايگزين نمايند . 13 به اين ترتيب كسانى كه پرهيزكارانه به دين زرتشتى ايمان داشتند مىتوانستند با تصور منجى خود نيرو بگيرند و پا جاى پاى كسانى بگذارند كه با سلطه بيگانه نبرد و در برابر دينى بيگانه پايدارى كرده بودند . در شرايط پديد آمده پس از پيروزى اعراب و اشغال ايران بهوسيلهء مسلمانان ، مردم براساس موقعيت اجتماعيشان و عقايد مذهبى و ديدگاههاى فردى نسبت به خدايانى كه مىپرستيدند ، به دو گروه عمده تقسيم شدند . از ديدگاه مسلمانان كه اعضاى جامعهء فرادست جديد بودند ، همهچيز در پيرامون آنها و در آسمان و زمين رويهء منطقى و درستى طى مىكرد ، و در يك جمله و به معناى وسيع ارادهء خداوند يكتا ( اللّه ) حكومت عاليه داشت . اما از نظر زرتشتيان زيردست ، كارگزاران افرادى ناشايسته بودند كه زمام امور را به ناحق در دست داشتند . بنابراين