سيد حسن آصف آگاه
257
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
مطلب تعديل شدهاى از آنها استخراج نمود ، و يا حداقل با استفاده و استناد به آنها مىتوان به جريانهاى مربوط به روابط خاص سياسى ، مذهبى و اجتماعى آغازين دو جامعهء زرتشتيان و مسلمانان پى برد . درست همين انتقادها به نوشتهها و منابع متأخر زرتشتى به صورتى گستردهتر وارد است . در نگارش گزارشها و متون زرتشتى ، ظاهرا دو گروه اجتماعى شركت داشتند كه عبارت بودند از : روحانيان ( موبدان ) و دبيران . تاريخهاى سلسلهاى و محلى توسط دبيران مكتوب مىشد ، اما روحانيون در نگارشات خود توجه ويژهاى به آيينها و مراسم دينى ، ارايهء احكام فقهى و چگونگى نظارت بر اجراى آنها ، و بهطور كلى متون دينى ، مبذول مىداشتند . هم موبدان و هم دبيران در گزارشات خويش به بازگويى شفاهى نقادان و خنياگران از رويدادهاى واقعى و افسانهاى متكى بودند ، و اين ويژگى از روزگار باستان تا نخستين سدههاى اسلامى ميان اين دو گروه حفظ شد . چنانكه مىدانيم بين سدههاى دوم تا چهارم هجرى ( 184 - 391 ه ق ، 800 - 1000 م ) ايالات فارس ، كرمان و عراق به عنوان مراكز شكوفايى ادبيات متأخر زرتشتى معرفى شدند و چنانكه قبلا اشاره شد ، در طى اين دوران موبدان مشهورى چون آذرفرنبغ فرخزادان ، اميد اشوهيشت و دو برادر منوچهر و زادسپرم جوان جمان و ديگران دست به تهيه و نسخهبردارى از كتب مقدس زدند و با اين تلاشها مجموعهاى از تعليمات ، علوم و احكام دينى در متون و رسالاتى به زبانهاى فارسى ميانه ( پهلوى ) و فارسى نو جهت استفادهء پيروان دين بهى فراهم گرديد . اين نوشتهها همگى سودمند نبودند زيرا حاصل انديشهء كسانى بود كه يا اجبارا و يا از سر آگاهى و سياست و دخيل كردن سلايق شخصى تا آنجا كه مىتوانستند سعى كردند با انجام تغييرات در دين باستان مشتركاتى خلق كنند كه بيش از پيش نشاندهندهء اصالت و الهى بودن آن باشد ، 41 تا به پيروان و نومسلمانان بقبولانند در حقيقت دين اسلام پيامآور اصول و دستورات تازهاى نيست ، و به عبارتى ديگر هر آنچه در قرآن آمده ، قبلا و به شكل ديگر و گاها بهتر و كاملتر در اوستا ذكر شده است . در اينجا بود كه موبدان به شدت كمبود و نبود اوستاى مكتوب را احساس كردند ، و در اين راستا فعاليتهاى خويش را آغاز نمودند ؛ درحالىكه به عقيدهء نگارنده چنين تلاشهايى نهتنها زخم را التيام نبخشيد بلكه بزرگترين ضربات را بر پيكر دين مزديسنا فرود آورد . اين نوشتهها و منابع كه غالبا مربوط به دوران سلطهء اسلام با موضوعات مذهبى و اجتماعى است ، در طى ادوار ديدگاههايى بسيار انحرافى در دين زرتشتى ايجاد كردند به نحوى كه پيروان اين دين به چند گرايش و فرقههاى مختلف منشعب شدند ، و امروزه متأسفانه با اتكاء به اوستاى متأخر حتى نمىتوان از اساسى - ترين اصول دين زرتشتى ، بااطمينان سخن گفت .