سيد حسن آصف آگاه
258
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
حال بايد ديد در چنين اوضاع و احوالى و با وقوع اين تغييرات ژرف و عميق و پيدايش فرهنگ و دينى جديد كه به مرور زمان و گاها سريع و غيرمنتظره در جامعهء ايرانى نفوذ كرد و جايگزينى بىرغيب براى دين زرتشتى و فرهنگ ديرپاى آن محسوب شد ، نقش روايات و ادبيات پيشگويانه و بيانگر آخر الزمان ، در اين بين چگونه و تا چه حد بوده است . از هنگامى كه اعراب مسلمان به پيروزىهاى خود و دوام آن پى بردند و از طرفى بسيارى از زرتشتيان نااميد اجتنابناپذيرى زوال خويش را پذيرفتند و با اين استنتاج كه مجبورند پذيراى دينى باشند كه برترى خود را با پيروزى سياسى ثابت كرده بود ، ادبياتى پيدايش يافت كه از يكسو با انتظارات پيشگويانه و آخر الزمانى ارتباط يافت و از ديگرسو بازگوكنندهء پيشگويىهايى مبتنى بر تولد فرخنده ، پيشرفت دينى جديد و پيروان آن ، و فروپاشى سلسلهها و اديان قديمتر بود . در اين ادبيات با طرح مسائل مختلف چون شكوه و عظمت گذشته مغلوبان و ذكر ددمنشى و ديوصفتى غالبان و نابودى آنان و بيان اوضاع و احوال جهان و علائم آخر الزمان ، بر آن بودند تا كليهء وقايع مطرح شده را طبق دلايل عقلى تعبير و تفسير كنند . اين پيشگويىها تأثير زيادى در تغيير دين سراسرى مردم داشت و اين هنگامى بود كه مسلمانان هم پيشگويىهاى اسلامى و هم پيشگويىهاى دين زرتشتى را كه صحت ظهور و دعوت آخرين پيامبر را تأييد مىكردند ، مورد اشاره قرار دادند . بسيارى از زرتشتيان - كه ديگر نه اميدى به دين خود داشتند و نه رهبران دينى خود - تنها به اين دليل كه خداى واقعى ، دين آنها يا خود آنها را به حال خود رها نمىكند ، سرانجام ترجيح دادند با حفظ بسيارى از آيينها و معتقدات خويش ، دين جديد را بپذيرند ، و به اين طريق پيشگويىها به حقيقت تبديل شد . 42 پىنوشتها :