سيد حسن آصف آگاه
256
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
قطعى داشت . لذا هم مسلمانان نياز به احاديثى داشتند كه اعتبار متون زرتشتى را تأييد كند ، 39 و هم روحانيون و موبدان بايد كتابشان را بهگونهاى مجددا گردآورى مىكردند كه پاسخگوى اين نيازها باشد . بنابراين در اين ايام متونى فراهم گرديد كه در آن مطالب و اشارات فراوانى كه بسيار شبيه عبارات موجود در تورات و انجيل و قرآن ، به خصوص در مورد زندگى پس از مرگ و روزهاى پايانى بشريت و جهان است ، ديده مىشود . ب - در زمانهاى كهن هيربدان معمولا دانش و علوم دينى اعم از اصول عقايد ، آيينها و آدابورسوم و حقوق را بهصورت شفاهى و غيرمكتوب در ميان طبقهء خود تعليم مىدادند و به خانوادههاى بزرگان و اشراف منتقل مىكردند . اما پس از اسلام و با كمبود عمومى روحانيان و متروك شدن گستردهء مؤسسات دينى زرتشتى ، موبدان آگاه ، درصدد حفظ دانش خود به صورت مكتوب برآمدند . در طى اين دوران افرادى چون آذرفرنبغ فرخزادان و منوچهر جوان جمان كه جمعآورى و تأليف برخى از متون زرتشتى را برعهده داشتند ، مجموعهاى از تعليمات و علوم دينى را با هدف مقابله با روحانيون مسلمان تأليف كردند ، اما به دليل معاشرت اين افراد با مسيحيان ، يهوديان و بهويژه مسلمانان ، در اين تأليفات تأثيرات اين اديان به خوبى آشكار است . آقاى چوكسى در اينباره مىنويسد : « آذرفرنبغ فرخزادان كه احتمالا تأليف دينكرد را در بغداد آغاز كرد - چون بعدها اين كتاب در آنجا كشف شد - گاهبهگاه با دانشمندان مسلمان ارتباط داشت ، همانطور كه ديگر موبدان بزرگ مانند آذرباد اميدان چنين ارتباطهايى داشتند . آنها ممكن است مطالبى جعلى به افسانهء موجود در دينكرد و كتابهاى ديگر افزوده باشند تا ميان زندگى زرتشت و محمد [ ص ] وجه اشتراك ايجاد كنند » . 40 بهطور كلى چنانچه به گزارشات نويسندگان و مورخين مسلمان در نخستين سدههاى اسلامى توجه شود ، مشاهده مىكنيم در اين گزارشها به بزرگنمايى دربارهء مسائلى چون توسعه و نفوذ حكومت اعراب ، اسلام و فرهنگ اسلامى در دول مختلف و بهويژه ايران پرداخته شده ، و نيز در شخصيت و سيرهء حاكمان و بخصوص خلفا و عدالتگسترى و قدرت ايشان در ايرانشهر و ماوراء النهر اغراقهاى بسيارى صورت گرفته است . تمامى اين گزارشات گاه از سر تعصب و جهل و گاه آگاهانه و با مقاصد سياسى و دينى و حكومتى توسط نويسندگان و مورخان در كتابهاى مختلف ذكر گرديده است . آمار اغراقآميز در مورد تعداد سربازان ، ميزان خراجهاى پرداختى و يا مالياتهاى دريافتى ، شمار افراد نومسلمان و نيز صورت غنايم و اسيران جنگى كه در جنگهاى نابرابر نصيب مسلمانان شده است ، همهوهمه نمونههايى از اين حقيقت است . با اين همه با مقايسه و مقابله و دقت در اين روايات ( كه در آن داستانهاى جعل شده و بىاساس كه به عنوان رويدادهاى واقعى تلقى شدهاند ، فراوانند ) مىتوان تا حدودى