سيد حسن آصف آگاه
255
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
موثق و كامل اوستا وجود داشته و بعد پراكنده شده و مجددا جمعآورى گرديده است . به عقيدهء برخى از دانشمندان تاريخنگارىهايى كه دربارهء متن اصلى اوستا در دينكرد ذكر شده ، اولا مربوط به دورهء خسرو انوشيروان پادشاه ساسانى ( 531 - 579 م ) است - يعنى همان دورهاى كه قسمت اعظم دينكرد تدوين شد - و ثانيا هدف از چنين افسانهپردازىها صحت بخشيدن به مجموعه آثار دينى زرتشتيان و اصالت دادن به آن بوده است ، و ثالثا در همين دوران روحانيون و كاتبان در متون جمعآورى شده در زمانهاى مختلف جرح و تعديلهاى بسيارى انجام دادند تا اين كتاب مقدس و روايات آن بيش از پيش با نيازهاى زمان همسو گردد . 4 . تمامى اين تغييرات چه در جامعهء زرتشتى و چه در متون اوستايى طى شش سده يعنى از سدهء اول هجرى تا هفتم هجرى صورت گرفت و در طى همين دوران زرتشتيان ايران از جامعهاى فرادست به مردمى فرودست تبديل شدند . بهويژه پس از قرن چهارم هجرى چنانكه اشاره شد ايرانيان به سرعت و در مقياسى وسيع در حال تغيير دين بودند و اين شايد يكى از عوامل اصلى ترغيب روحانيان و موبدان زرتشتى در شاخوبرگ دادن و جعل روايات متون اوستايى بود تا بتوانند به اين وسيله سدى در برابر اين رود خروشان ايجاد نمايند و همچنين با تمهيداتى از اين دست مىخواستند از يكسو به مردم و پيروان دين بهى ، آسمانى بودن ، قدمت ، اصالت و اعتبار معنوى دين و بنيانگذار آن را گوشزد نمايند و از ديگرسو با نقل و جعل روايات نشان دهند كه اوستا در اين موارد نيز با داستانهاى مشهور اسلامى هماهنگ و همسو بوده و به اصطلاح اوستا چيزى از كتاب آسمانى مسلمانان كم ندارد . روحانيون زرتشتى وقتى كه از هر لحاظ جامعه و دين خويش را در برابر اسلام در موضع ضعف ، بلكه در معرض خطر نابودى ديدند ، بيش از پيش كمبود وجود كتاب مقدس اوستا را به صورت مكتوب احساس كردند . به اعتقاد نگارنده علاوه بر مطالب مذكور فوق ، دو دليل عمده و اساسى در رويكرد روحانيون زرتشتى به جمعآورى اوستا و دخل و تصرفهاى فراوان در آن و جعل و برداشت از روايات اسلامى وجود دارد : الف - در ادبيات زرتشتى مربوط به سدهء سوم هجرى ( نهم ميلادى ) به بعد ، در موارد متعددى زرتشت در حال گفتگو با اهورامزدا نشان داده شده ، و اين تصوير مسلما برگرفته از اعتقادى است كه مسلمانان به وحى داشتند . در حقيقت در سدههاى دوم و سوم هجرى ( هشتم تا نهم ميلادى ) زرتشتيان همانند نياكان خود ، عقيدهء راسخى داشتند كه اوستا از وحى الهى نشأت گرفته است . بنابراين آنان تمايل زيادى داشتند كه اسنادى مذهبى فراهم آورند كه مؤيد اين عقيده باشد . از سوى ديگر با ظهور اسلام ، گسترش و تثبيت آن در ايران ، براى پذيرفتن زرتشتيان بهصورت جامعهاى ذمى از سوى مسلمانان ، داشتن كتاب مقدس جنبهء اساسى و