سيد حسن آصف آگاه

253

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

كرد . . . كه چون در تصرف عرب و چنگال قهر و غلبه واقع شد ، پس از اندك زمانى منقرض شدند و چنان هلاك گرديدند كه گويى به وجود نيامده بودند » . 33 جدا از افراطى كه ابن خلدون در اين عبارات بدان دچار شده و كاملا مشهود است ، گمان مىرود كه بخش اعظم و عمده‌اى از تغييرات و دگرگونىهاى اجتماعى آن روزگاران ايران ، عبارت بوده است از تغيير دين ايرانيان ، گرويدن سريع به دين جديد و ايجاد ساختار و تشكيلاتى نوين كه در آن اسلام ، مراكز آموزش‌وپرورش و مساجد اسلامى به سرعت جانشين دين زرتشتى ، آتشكده‌ها و مدارس دينى زرتشتى شد . 34 در منابع تاريخى و تفسيرهاى متعدد ، علل پذيرش نسبتا سريع اسلام توسط ايرانيان توضيح و تشريح شده است . گروهى به كار بردن زور را عامل اصلى مىدانند 35 و برخى از اساس دين زرتشتى را عقيده‌اى شاهانه مىپندارند كه در ميان مردم از مقبوليت كمى برخوردار بوده ، و وقتى كه اين دين ديگر نتوانست آنها را وفادار نگه دارد ، بدون هيچ مانعى ايشان در معرض تبليغات و فعاليت واعظان و مبلغان مسلمان قرار گرفته ، در نتيجه مردم به آسانى و داوطلبانه جذب اين دين جديد شدند . علاوه بر اينها ظاهرا مسائلى چون حفظ ثروت ، برخوردارى از آزادىهاى فردى و اجتماعى ، معافيت از ماليات و رهايى از محدوديت‌هاى اجتماعى را مىتوان به عنوان عوامل ديگرى نام برد كه نقش اساسى در پذيرش سريع اسلام توسط ايرانيان داشته است . 36 برتولد اشپولر پس از آن‌كه عامل جبر و فشار مسلمانان در گرويدن دسته‌جمعى زرتشتيان به اسلام را رد مىكند ، در پى علل ديگرى در اين‌باره است : « علت تعويض سريع مذهب در مورد رجال منطقهء شمال شرقى ايران ، كه در آن زمان از لحاظ فرهنگى بر ساير مناطق آن سرزمين سمت رهبرى داشت ، در درجهء اول ، كوشش آنان براى حفظ موقعيت اجتماعى خويش بوده است . علت ديگر آن نيز اين بود كه با درهم شكستن شاهنشاهى ساسانيان ، سازمان روحانيت ، كه به‌طور سلسله مراتب دقيق منظم شده بود ، درهم ريخت و به دنبال آن نيز دين زرتشت كه دين رسمى دولت بود ، روبه اضمحلال گذاشت ، زيرا مقام صدارت آنان ، « پيشوپاى هوذينان » ( حدود سال 820 ميلادى برابر 205 / 206 هجرى ) كه در برابر سازمان ادارى عرب رسما وظيفهء رياست را عهده‌دار بود ، ديگر هيچ‌گونه قدرت مرجعيت مذهبى نداشت و كار عمدهء وى به جمع‌آورى وجوه محدود گشته بود » . 37 هرچند چنان‌كه اشاره شد ، اشپولر عامل جبر و فشار مسلمانان در گرويدن دسته‌جمعى ايرانيان به اسلام را رد مىكند ، اما بايد اذعان نمود كه در آغاز اقتدار مسلمانان اقتدارى نظامى بود و اغلب با حربهء جبر و فشار بر عليه زرتشتيان از آن استفاده مىشد . در حقيقت دستگاه