سيد حسن آصف آگاه
1
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
پيشگفتار به جرأت مىتوان گفت بشر از آغاز پيدايش ، و از آن هنگام كه پا به عرصهء وجود نهاد و ابتدايىترين جوامع را پيرامون خود تشكيل داد ، همواره در انديشهء خويش آرزومند آرمانشهر و به تبع آن جستجوگر شخصيتى بوده كه بتواند معمار و سازندهء چنين جامعهاى آرمانى باشد . جامعهاى كه مردمانش بىهيچ دغدغه و رنجى در كمال صلح و آرامش به سر برند ، و با سعادت و خوشبختى زندگى كنند . در راستاى رسيدن به چنين هدف والايى ، ايشان ابتدا شخصيت قهرمانان ايزدگونهء خود را كه به باور آنان مىتوانستند سازندهء آرمانشهر يا يوتوپيا ) aipotU ( ى آرمانى باشند ، در قالب اساطير و افسانههايى به ظاهر دور از واقعيت به نمايش گذاشتند ، آنگاه در طى ادوار متوالى و رفتهرفته اين قهرمانان تبديل به ايزدان مورد پرستش ، و پس از آن در بازگشتى دوباره مبدل به شخصيتهايى شدند كه مىتوانستند در اندك زمانى با ظهور در آيندهاى نامعلوم ( و بعضا زمانى مشخص و معلوم ) نقش منجى و رهايىبخشى را براى مردمان خويش ايفا نمايند . بنابراين با اندكى غور و بررسى در اديان و فرهنگهاى مختلف بشرى مىبينيم تمامى آنها با تلقى و نگرشهاى گوناگون ، معتقد و منتظر آمدن مصلح و نجاتبخشى جهانىاند كه در آخر الزمان ظهور مىكند تا هادى جامعهء خويش به نجات ) noitavlaS ( و رستگارى باشد .