سيد حسن آصف آگاه

114

سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)

5 1 . زردشت از اورمزد پرسيد كه : « اى اورمزد ، اى پرهيزگار ! مينوى افزونى ، دادار جهان مادى - بدان‌كه اورمزد را با [ صفت ] اهلو بايد خواند 24 و ديگر [ صفات را ] بايد به عنوان ستايش [ گفت ] كسى هست كه « دادار اهلو » را [ صفت خواندنى ] گويد - اى دادار ! آيا در آن زمان شگفت ، پرهيزگاران و ديندار [ انى ] باشند كه كستى بر ميان دارند و دين را با برسم بستايند و دين ( - رسم ، آيين ) خويدوده ( - ازدواج با نزديكان ) در دوده [ ايشان ] رود ( - رايج باشد ) ؟ » . 2 . اورمزد به زردشت سپيتمان گفت كه : « در آن زمان شگفت ، برترين مردان آن باشد كه كستى بر ميان دارد و دين را با برسم بستايد [ گرچه ] نه چنان [ باشد ] كه در پادشاهى گشتاسپ شاه بود . 3 . كسى كه در آن زمان شگفت « ايثا آت يزمئيده » و « اشم وهو » 25 بگويد يا از بر كرده باشد ، چنان است كه در پادشاهى گشتاسپ شاه دوازده هماستى با زوهر 26 يشت كرده باشد . 4 . و كسى كه يشت كرده باشد و گاهان سروده باشد ، چنان است كه در پادشاهى گشتاسپ شاه آب را يشته و گاهان را سروده باشد . 5 . برترين پرهيزگاران آن باشد كه به دين مزديسنان ايستد ( - باقى بماند ) و دين خويدوده ( - آيين ازدواج با نزديكان ) در دودهء او رود » . 6 . اورمزد گفت كه : « اى زردشت سپيتمان ! در اين نه هزار سال كه من اورمزد آفريدم 27 مردم در آن زمان شگفت سخت‌تر باشند . 7 . چه در زمانهء سخت پادشاهى بد اژدهاك 28 [ و ] افراسياب تور 29 مردم داراى زندگى بهتر و داراى زندگى بيشتر بودند و ايشان را پتياره ( - رنج و بلا ) از اهريمن [ و ] ديوان كمتر بود . 8 . چه در آن پادشاهى بد ايشان ، در ايران‌شهر پنج ده ويران نبود ، مانند آن هنگام كه هزارهء تو به سر رسد اى زردشت سپيتمان ! 9 . چه همهء ده‌هاى ايران به سم اسب ايشان كنده شود ( - ويران شود ) و درفش ايشان به پدشخوارگر 30 رسد ، گاه ( - تخت ) دين [ و ] ديهيم پادشاهى از آن جاى ببرند و زنش ( - ضربه ) ايشان از آن جاى رسد . 10 . اى زردشت سپيتمان ! اين است آن‌چه از پيش گويم ؟ 11 . از هستان ( - موجودات ) يزش ( - عبادت ) كسى بهتر و برتر است ، كه اورمزد را بيشتر يزش كند . اورمزد از هرگونه پرهيزگارى آگاه است . يعنى اورمزد آگاه از پرهيزگارى مزد و پاداش كار و كرفه را بدهد . انجمنيان نر و ماده را يزم امشاسپندان كه نر و نيز ماده‌اند ، ايشان نيك هستند . 6 1 . زردشت از اورمزد پرسيد كه : « اى اورمزد ، مينوى افزونى ، دادار جهان مادى ، اى