سيد حسن آصف آگاه
مقدمه 10
سوشيانت منجى ايرانويج (منجى و آخر الزمان در ادبيات پيگويانه زرتشتى با مقدمه استاد پروفسور كريستين بونو) (فارسى)
ضرورى و آنقدر غيرقابلچشمپوشى جلوه كرد كه براى مدتى تمام توجهات را معطوف به خود ساخت . اما ديرى نپاييد كه ساختارگرايى پاورچينپاورچين از صحنه خارج شد . « 9 » بر خلاف ساختارگرايى ، رويكردهاى ديگرى نيز مطرح شدند كه به موفقيتهاى درازمدتترى دست يافتند و پيروان آنها هنوز حرفهايى براى گفتن دارند . اين جريان توسط شخصيتهاى بزرگى به راه افتاد كه هستهء اصلى محفل كوچك ارانوس « 10 » را تشكيل مىدادند و تقريبا همهء آنها منشاء افكار و انديشهها و پژوهشهاى انقلابى ، پردامنه و پرسود شدند . « 11 » دستاوردهاى آنها سبب شد تا به گفتهء ميرچا الياده ، انسان كشف مىكند كه پيش از آنكه موجودى ابزارساز يا موجودى انديشمند باشد ، موجودى دينى است . روانكاو معروف ، كارل گوستاو يونگ « 12 » نيز با اعضاى محفل ارانوس حشرونشر داشت . رويكرد نمادين يونگ روانشناسى را از قيمومت پدرسالارانهء فرويد و اعماق تاريك « ناخودآگاه » آزاد كرد تا روانشناسى توجه خود را معطوف به روشنايىهاى لايههاى بالايى « خودآگاهى » كند . به اين ترتيب ، يونگ راه را براى پيشرفت روانشناسى فراشخصى « 13 » گشود .
--> ( 9 ) . شايد دليل اين عدم توفيق اين بود كه ساختارگرايى فقط به گفتمان ) sruocsid ( و كالبدشكافى آن توجه نشان داد ، و از توجه به كسانى كه اين گفتمان در تماميت خود برايشان معنادار بود غافل ماند . به عبارت ديگر ، اگر رويكرد ساختارگرايانه واقعا قصد داشت عناصر بيرونى را كنار بگذارد و به سراغ معناى درونى گفتمان دينى يا اسطورهاى برود ، باز هم نمىتوانست از ابزارهاى لازم براى دسترسى به اين معنا برخوردار شود ، زيرا ساختارگرايى در جايى كه اين معنا وجود داشت آن را جستجو نمىكرد - ضمير انسانهايى كه اين گفتمان را به صورت معنادار دريافت مىكنند - بلكه اين معنا را در نوعى انتزاع گفتمانى مىجست كه از مكان طبيعى خود بيرون كشيده شده بود و به مثابهء يك پديدهء فرعى در نظر گرفته مىشد كه از ساختارهاى متشكل از افكار و انديشههاى ثابت و پايدار و تعيينكننده ساخته شدهاند . ( 10 ) . sonarE ( 11 ) . با الهام گرفتن از رودلف اوتو ) ottO floduR ( ، اولگا فروبه - كاپتين ) nyetpaK - ebeorF aglO ( ( 1955 - 1881 ) در سال 1933 ، در شهر آسكونا ) anocsA ( در سوئيس ، بنياد ارانوس را بنا نهاد كه فعاليتهاى آن تقريبا بدون وقفه تا دههء 1970 ادامه داشت . در سال 1972 ، پس از درگذشت آدولف پورتمن ) flodA nnamtroP ( و آغاز دوران رياست رودلف ريتسما ) amestiR floduR ( ، تغييرات بنيادى در فعاليتهاى اين بنياد پديد آمد . از سال 1988 به بعد ، كنفرانسها جهتگيرى تازهاى پيدا كردند و روى « يى كينگ iY gniK » متمركز شدند . ( 12 ) . gnuJ vatsuG lraK ( 13 ) . مكتب روانشناسى فراشخصى ) ellennosrepsnart eigolohcysp ( چهارمين مكتب بزرگ روانشناسى ، پس از روانكاوى فرويدى ، رفتارگرايى ) emsiroivaheb ( و رويكرد اومانيستى ، محسوب مىشود . اين مكتب بهترين جنبههاى روانشناسى را برمىگزيند و ابعاد معنوى را بهعنوان جنبههاى تفكيكناپذير انسان به آن مىافزايد ، و تلاش مىكند كه دادههاى روانشناسىهاى فردگراى غرب را با برداشتهاى شهودى و عرفانى روانشناسىهاى شرق در يك جا جمع كند . مكتب روانشناسى فراشخصى در سال 1969 ، زمانى كه روانشناس