السيد محسن الخرازي (مترجم: امين زاده)

51

سخنى پيرامون توسل (فارسى)

د : روايات در توسل به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در زمان حيات و بعد از حيات آن بزرگوار 1 . آنچه بيهقى در خلاصة الكلام از انس روايت كرده ، اين است كه شخص بيابان‌نشينى به محضر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله رسيد و از ايشان طلب باران مىكرد . و اين شعر را خواند : اتيناك و العذراء تدمى لبانها * و قد شغلت امّ الصبىّ عن الطفل به محضرت آمدم در حالى كه از سينه دوشيزگان خون مىچكد و همانا مادر كودك ، طفل را از ياد برده است . تا اين كه به اين بيت رسيد : و ليس لنا الّا اليك فرارنا * و أين فرار الخلق الّا الى الرسل و چاره‌اى براى ما جز گريختن به سوى تو نيست ، و كجاست گريزى براى مردم جز به سوى رسولان . انس گفت : آنگاه كه آن بيابان‌نشين شعرها را به پايان برد ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله ايستاد و عباءاش را مرتب مىكرد تا بر منبر بالا رفت ، پس خطبه خواند و براى مردم دعا كرد و هنوز دعا پايان نيافته بود ، و پيامبر بر منبر بود كه آسمان شروع به باريدن كرد « 1 » . 2 . در كنز العمال از على امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده است ، كه آن حضرت عليه السّلام فرمود : سه روز بعد از دفن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله

--> ( 1 ) . دلائل النبوة ، بيهقى ، ج 6 ، ص 141 دار الكتب العلميه