السيد محسن الخرازي (مترجم: امين زاده)
52
سخنى پيرامون توسل (فارسى)
شخص باديهنشين بر ما وارد شد . پس خودش را بر قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله انداخت ، و از خاك قبر بر سرش مىريخت ، و مىگفت : اى رسول خدا گفتى و ما گفته شما را شنيديم ، از خداى سبحان شنيدى و ما از شما شنيدم . و آنچه بر شما نازل شد ، چنين بود « و اگر اينان به خود ستم كنند ، به محضر تو مىآيند ، پس از خدا طلب آمرزش مىكنند و ( مىخواهند ) كه براى اينها طلب آمرزش كنى ، تا خدا را توبهپذير و مهربان بيايند « 1 » » و براستى به خود ظلم كردم و به نزد شما امدم ، براى من طلب آمرزش كنى . از قبر صدايى شنيده شد ، همانا خدا تو را بخشيد « 2 » . 3 . بيهقى و ابن ابى شيبه و . . . روايت كردهاند : در خلافت عمر بن خطّاب مردم دچار قحطى شدند ، بلال بن حارث ( از اصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله ) به قبر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله توسّل جست و گفت : اى رسول خدا براى امّت خود طلب باران كن . . . براستى كه در معرض هلاك شدن هستند ، رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله به خوابش آمد و به او خبر دادند كه به زودى باران خواهد آمد « 3 » .
--> ( 1 ) . نساء ، آيه 64 . ( 2 ) . التبرّك نوشته آيت اللّه احمدى ، ص 147 به نقل از كنز العمال ، ج 2 ، صص 386 - 385 . ( 3 ) . همان مدرك ، ص 148 .