حسن بن نوح القمري البخاري

93

كتاب التنوير (فارسى)

ازخ بفتح اول و دوم : دانه‌هاى سخت كه بر تن مردم برآيد و درد نكند ، و بتازى ( ثلول ) خوانند . آنندراج اسبغول بكسر اول و فتح سوم : بذر قطونا ( تخم كتان ) ، و معنى تركيبى ( اسبغول ) : گوش اسب مىباشد ، چه غول بمعنى گوش بنابراين مىشود اسب‌غول . برهان قاطع استسقاء ابن سينا در قانون مىگويد : « بيمارى استسقاء سه‌گونه است : استسقاء زقى ، استسقاء لحمى ، استسقاء طبلى » قانون . استقسات جمع استقس بضم اول و سكون دوم و ضم سوم و چهارم معرب : « استاكوسا » در زبان يونان بمعنى : اصل ، عنصر ماده و بمعانى قريب بمعنى اصلى استعال مىشود . اسلع گوژپشت ، كه نيز بتازى : ( احدب ) گويند ، كسى كه در پشت گوشت فزونى داشته باشد . ابرص را نيز گويند . اشنان چوبك ، گياهى است كه بدان جامه شويند . و چوبك : « بيخ خارى است كه بپارسى آدريون و بيونانى قوطوما گويند ، و به زبان شيرازى چوبك اشنان گويند . » آنندراج افشرده فشردهء آب‌ميوه‌ها ، جرجانى درباره نامهاى خوراكها و آبكامه‌ها گويد : آنچه را از گوشت بزغاله كنند آن را افشرده گويند . . . » ذخيرهء خوارزمشاهى . انبجات انبه نام ميوهء هندى معروف مىباشد كه به انگليسى آن را : مگنه گويند و انبج معرب آنست . امامراد ابو منصور - چنان كه خود شرح كرده است - ميوه‌هاى پرورده در شكر مىباشد . شايد از قديم الايام