حسن بن نوح القمري البخاري

67

كتاب التنوير (فارسى)

شريانها ركهائىاند جنبنده ، و از دل روينده ، و به همه تن اندر شاخ زنند ، و ايشان را فصد نشايد كردن . دو شريان سبات دو رك‌اند اندر كردن ، كه بفشارند مردم بخواب اندر روند . پيها رسنهاست كه از مغز و بشت مازه رويد ، و به همه تن شاخ زنند . عضل كوشتها بود با پيها آميخته كه اندامها را وى جنباند . اوتار پيها بوند كه از عضل جذا شوند ، سپس آميختگى با وى ، مانند رزه كردد . ربوط مانند پيهااند كه از يك استخوان پيوندكاه برويند و بديگر سر استخوان پيوندند تا هر دو استخوان بيكديكر استوار بدارند . اغشيه هر جيز كه اندام را بپوشد ، و جون نكاه‌دارى حافظ كردد او را . غضاريف استخوانهاء نرم بود جنانك بر كتف است . قواد دهانهء معده بود . بواب آن روذهاست كه بين معده پيوندد و آن را : « اثنى عشرى » گويند . صايم آن روذكانيست كه ببواب پيوندد . دقيق آن روذكانيست كه بصايم پيوندد ، و او را دهان يكيست و چون كيسه است كه از روى بيرونى بدقيق پيوندد . قولون روذكانيست كه از روى فرودين باعور پيوندد . و اعور نيز روذكانيست .