حسن بن نوح القمري البخاري

68

كتاب التنوير (فارسى)

مستقيم روذكانيست فراخ كه بقول پيوندد ، و آخر وى مقعد است ، و او را نيز : « منصب » گويند . تجاويف اوادگيهاست باندر ميان اندامها ، چون اوادگى روذكانيها ، و ركها ، و جز آن . منافذ آن جايهاست كه فزونيها از آنجا بيرون رود ، و جون مقعد ، و سوراخ ذكر . مجارى آن جايهاست كه غذا و فزونى بوى اندر رود سوى اندامها ، و كروهى مجارى فراخست چون روذكانيها و جويهاء جكر ، و كروهى تنكست چون رگها و شريانها كه بباريكى موىاند و با كوشت آميخته . مسام روى اندرونى پوستست بر كوشت چسبيذه . منافس آن جايهاست كه بوى بر موى برآيد ، و طبيعة از آن مى دم زند به بيرون كردن بخارها و خوى اندامها . مهتر مغزست و دل و جكر و آلتها جماع . اندامهاء آلى آلى آن اندامهاست كه جمله او را ، و از وى بيك « 1 » يعنى ، اعضاء رئيسه ، و اكر بر ايشان زخم رسد بميرد بيك نام بخوانند ، و چون سر و دست و پاى . متشابه آن اندامهاست كه بيكديكر مانند چون استخوان سخت و استخوان نرم ، يا متشابه آن اندامهاست كه بيكديكر نمانند .

--> ( 1 ) - گويا اين عبارت در اثر گستاخى خاصهء نويسنده درهم و برهم شده است ؟ به گمان من درست آن چنين است : « و از وى بيك نام بخوانند ، يعنى : اعضاء رئيسه و اگر بر ايشان زخم رسد بميرد ، و چون سر و دست و پاى » .