حسن بن نوح القمري البخاري

64

كتاب التنوير (فارسى)

باب سوم اندر نامها تبها و آنچه اندر خور ويست حمى يوم تبى است كه بگيرد و يك شبان‌روز بدارد ، يا سه شبانروز ، آنكاه بكشايد و ديكر نكيرد . حمى دق تبى است كه هيچ نكسلد ، و جون بيمار جيزى بخورد نيروتر كيرد . فلاس مانند دق است ، و ليك با كرمى و تبش جكر بود . ذبول اندر بيران همجنان بود جون دق اندر جوانان . تب غب تبى بود با لرزه كه يك روز بكيرد و روزى نكيرد . و اگر هر روز كيرد ورا : « شطر الغب » كويند . تب محرقه تبى بود كه دايم بدارد و هر روزى بنيروتر كردد . تب مطبقه تبى بوذ تيز و دايم بدارد . لرزه تب‌لرزه بود كه يك روز بيايد و دو روز نيايد ، و از وى كروهى است كه دو روز بيايد و يك روز نيايد . و اين « منعكسه » خوانند . مخلطه آن تبى بود كه نوبة بديذ نبود . تب مركب آن بود كه دو سه تب و نيز بيشتر بيكجا بيايد .