على اصغر ظهيرى
358
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
پيشگويى آن حضرت ديدم ، به امامت او اعتقاد پيدا كردم . « 1 » يك داستان خواندنى روزى نديمان متوكل به وى گفتند : هيچ كس مانند تو به على بن محمد امام هادى عليه السلام احترام نمىگذارد ؟ متوكل گفت : چطور ؟ گفتند : وقتى امام هادى عليه السلام وارد مجلس تو مىشود ، تمام افراد خانهء تو او را احترام مىكنند و همه كمر همّت به خدمتش مىبندند ، به گونهاى كه حتى نمىگذارند آن حضرت پرده را بلند كند يا در را باز نمايد . اگر مردم از اين موضوع با خبر شوند مىگويند اگر خليفه على النقى امام هادى عليه السلام را شايسته مقام خلافت نمىدانست اين گونه با او رفتار نمىكرد . لا اقل بگذار وقتى به منزل وارد مىشود خودش مثل همه پرده برگيرد و داخل شود . متوكل پذيرفت ، و كسى را گماشت تا اخبار را مرتب برساند . روزى براى متوكل نوشت كه وقتى على بن محمد داخل خانه شد كسى پرده را برايش بلند نكرد اما بادى وزيد پرده كنار رفت و آن حضرت وارد شد و هنگام خروج دوباره بادى وزيد و پرده بالا رفت و حضرت خارج شد . متوكل ديد اگر اين گونه باشد فضايل و كمالات حضرت بيش از پيش براى مردم آشكار مىشود ، به همين علّت دستور داد مثل سابق عمل كنند . « 2 » نگرانى عبدالعظيم حسنى مىگويد : خدمت مولايم امام هادى عليه السلام رسيدم ، همين كه مرا ديد ، ضمن خوش آمد گويى به من فرمود : تو به راستى از دوستداران ما هستى ، عرض كردم : يابن رسولالله ! مىخواهم دينم را بر شما عرضه كنم ، من معتقدم كه
--> ( 1 ) - انوارالبهية ، ص 433 . ( 2 ) - ستارگان درخشان : ج 2 ، ص 40 .