على اصغر ظهيرى

280

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

را كه ما را متحيّر و سرگردان نگذاشت ( امام صادق عليه السلام ) شيعيان را به فرزند كوچكش راهنمايى كرد و دليل امام نبودن فرزند بزرگ را نيز آشكار ساخت و امر بزرگ امامت را مخفى گذاشت . سپس گفت : اى مرد نيشابورى ! غمگين مباش ، امام زمان را شناختم ، آنگاه ابوحمزه در كنار مرقد علوى عليه السلام مشغول نماز شد و همه به نماز ايستادند . پس از نماز ابوحمزه گفت : وصيّت امام صادق عليه السلام به منصور دوانيقى به خاطر كوتاه كردن شرّ اوست ، امام صادق عليه السلام براى حفظ جان امام بعدى تقّيه كرده است ، از وصيّت امام به دو فرزند بزرگتر و كوچكترش معلوم مىشود كه فرزند كوچكتر امام است ؛ زيرا پيامبر گرامى اسلام به حضرت على عليه السلام فرمود : در صورتى كه بزرگترين فرزندت عيبى نداشته باشد ، امامت از آن اوست ، وقتى امام فرزند كوچك را در رديف فرزند بزرگ وصيت كرد معلوم مىشود كه مانعى در فرزند بزرگ هست . پس عبدالله در بدن و دين عيبى دارد . ابوجعفر مىگويد : من سخنان ابوحمزه را كاملا متوجه نشدم تا اينكه به همراه اموال و وجوه اهدايى شيعيان به مدينه رفتم ، پس از ورود و اسكان به جستجوى جانشين امام صادق عليه السلام پرداختم . فرزندش عبدالله را به من نشان دادند ، وقتى با او ملاقات كردم هيچ كدام از حركات ، طرز رفتار ، گفتار ، آداب و معاشرت و پاسخ سؤالات وى را مطابق با عمل يك امام معصوم نيافتم . سرگردان بودم كه به قبر رسول خدا پناه بردم ، در آن حال غلامى آمد و مرا به نزد حجّت الهى و پيشواى معصوم شيعيان حضرت موسى كاظم عليه السلام راهنمايى كرد . وقتى به محضر امام شرفياب شدم تمام نشانه‌هاى امام معصوم را در وجود آن گرامى يافتم و قلبم آرام گرفت . اموال و وجوهات شيعيان نيشابور را به محضرش تقديم كردم ، امام بعضى را