على اصغر ظهيرى

275

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

داده بود ، هنگامى كه از زندان آزاد شد ، ديد فرد بدهكار مبلغ بدهى خود را به حضور او آورد و خواست بپردازد . ابن ابى عمير از او پرسيد : اين مبلغ را از كجا تهيه كرده‌اى ؟ گفت : منزلم را فروخته‌ام ، ايشان پول را برگرداند و گفت : از امام صادق روايت است كه فرمود : « بر انسان لازم نيست كه به علّت بدهكارى خانهء خود را بفروشد . » اين پول را بردار كه من آن را نمىپذيرم ، سوگند به خدا ! اكنون حتّى به يك درهم آن نيازمندم ؛ ولى هرگز يك درهم از اين پول را نيز نمىپذيرم . « 1 » داستانى ديگر از سخاوت حضرت « محمدبن عبدالله بكرى » مىگويد : سخت مقروض بودم و سنگينى قرض مرا درمانده كرده بود ، وقتى وارد مدينه شدم با خود گفتم : به ديدن امام كاظم عليه السلام بروم شايد شادمان شوم ، به محضرش رفتم و از اوضاع اسف بار اقتصادى خود گفتم ، حضرت به منزل رفت و بلافاصله بيرون آمد و به غلامش دستور داد كه ما را تنها بگذراد ، غلام رفت و حضرت دستش را بسوى من دراز كرد و كيسه‌اى كه سيصد دينار در آن بود را به من داد ، آنگاه برخاست و رفت . من با آن پول قرض خود را پرداختم و معاش زندگى ام را تامين نمودم . « 2 » همچنين در احوالات آن حضرت نقل شده است كه : شبانه و در تاريكى به طور ناشناس درهم ، دينار و خوار و بار به مردم مىرسانيد و كسى نمىدانست كه آن كمك از طرف چه كسى رسيده است . « 3 »

--> ( 1 ) - الكنى و الالقاب : ج 1 ، ص 200 . ( 2 ) - اعيان الشيعه : ج 2 ، ص 7 . ( 3 ) - مناقب آل ابى طالب : ج 4 ، ص 318 .