على اصغر ظهيرى

276

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

يادى از امام زمان « يحيى بن فضل نوفعى » مىگويد : روزى در شهر بغداد خدمت حضرت موسى بن جعفر عليه السلام رسيدم ، بعد از نماز عصر حضرت دستان خود را به طرف آسمان بلند كرد و اين چنين دعا كرد : خدايا ! تو را مىخوانم كه بر محمد و آل او درود فرستى و فرج انتقام گيرندهء از دشمنانت را نزديك گردانى و به وعده‌اى كه به او داده‌اى وفا كنى ! اى خداى با جلالت و بزرگوار ! خدمت حضرت عرض كردم : براى چه كسى دعا كرديد ؟ فرمود : الْمَهْدىُّ مِنْ آل محمد . . . بِابِى مَنْ لَيْلُهُ يَرْعى النُّجومَ ساجِداً و راكعاً ، بِابِى مَنْ لا يَأْخُذُهُ فِى اللّهِ لَومَةُ لائِمٍ مِصْباحُ الدُّجى بِابِى الْقائِمِ بِامْرِ اللّهِ . « مهدى از آل محمد صلى الله عليه و آله . . . پدرم فداى آنكه در شب مراقب ستارگان است و شب را به بيدارى به سر مىبرد ، در حالى كه سجده مىكند و ركوع انجام مىدهد . پدرم به فداى آنكه در مسير خدا سر زنش ملامتگران در او تأثير ندارد و چراغ روشن تاريكى است . پدرم فداى آنكه به امر خدا قيام مىكند . » كمك به دشمنان چرا ؟ « 1 » « صفوان بن مهران جمّال » مشرّف محضر مقدّس امام كاظم عليه السلام شد ، حضرت به او فرمود : يا صَفْوانُ ! كُلُّ شَيْىءٍ مِنْكَ حَسَنٌ جَمِيْلٌ ما خَلا شَيْئاً واحِداً « همهء كارهاى تو نيكو و زيبا است جز يك كار » صفوان پرسيد : اى فرزند رسول خدا ! آن چيست ؟ حضرت فرمود : اكْراءُكَ جِمالَكَ مِنْ هذَا الرَّجُلِ - يَعنى هارونَ - « اين

--> ( 1 ) - / بحث بسيار مهمى در بخش معصوم سوّم ، در مورد حقوق اهل بيت مطرح شده است ، اين ماجرا حكايت بسيار زيبايى است در مورد « بيزارى از دشمنان » به آنجا مراجعه كنيد .