على اصغر ظهيرى

195

كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)

جنايتى عظيم مرحوم سيدبن طاوس نقل كرده است كه : در روز عاشورا پس از شهادت امام حسين عليه السلام عمربن سعد در ميان سپاه خود فرياد زد : كيست كه بر بدن حسين اسب بتازد ؟ ده نفر از سپاهش داوطلب شدند سوار بر اسبهاى خود شده و بر پيكر قطعه قطعهء امام اسب تاختند . اين ده نفر نزد ابن زياد آمدند « اسيد بن مالك » كه يكى از آنان بود به نمايندگى از دوستان خود گفت : ما كسانى هستيم كه بر پشت و سينهء حسين اسب تاختيم ، به گونه‌اى كه استخوانهاى سينه و پشت او را خورد كرديم . ابن زياد دستور داد جايزهء ناچيزى به آنان دادند . « ابوعمر زاهد » مىگويد : من در مورد نسبت اين ده نفر تحقيق كردم ، همگى حرام زاده بودند ، هنگامى كه مختار در سال 67 هجرى قيام كرد دستور داد اين ده نفر را گرفتند و با ميخ به زمين كوبيده و اسب بر بدنشان تاختند . « 1 » خيمه‌ها آتش گرفت شد غروب و خيمه‌ها آتش گرفت * دامن نوباوگان آتش گرفت يا حسين زينب دگر تنها شده * از غم من ما سوى آتش گرفت بستر بيمار دشت كربلا * از جفاى اشقيا آتش گرفت خيمه نبْوَد اينكه مىسوزد ببين * چادر خير النساء آتش گرفت گوئيا زهرا دوباره مىدود * يا در بيت خدا آتش گرفت از صداى كودك گمگشته‌اى * خاك دشت كربلا آتش گرفت گل كجا و كعب نى خوردن كجا * پيكر نو غنچه‌اى آتش گرفت

--> ( 1 ) - لهوف : ص 136 .