على اصغر ظهيرى
149
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
تأمين بگيريم ؟ در اين هنگام مردم از هر سوى مسجد فرياد زدند و با نداى « البقية ، البقية » صلح را امضا كردند . در روايت ديگرى نقل شده است كه حضرت فرمود : وَ اللَّهِ انّى سَلَّمْتُ اْلَامْرَ لِأَنِّى لَمْ اجِدُ أَنْصاراً وَ لَوْ وَجَدْتُ انْصاراً لَقاتَلَهُ لَيْلِى وَ نَهارِى حتّى يَحْكُمَ اللَّهُ بَيْنَنا وَ بَيْنَهُ . « 1 » « به خدا سوگند من از آن روى كار را به او سپردم كه ياورى نداشتم ، اگر مىداشتم شبانه روز با او مىجنگيدم تا خداوند ميان ما و او حكم كند . » حفظ جان شيعيان يكى ديگر از دلايل اقدام امام عليه السلام براى پذيرش صلح ، حفظ جان شيعيان بود ، اين دليل بارها در كلام امام عليه السلام اشاره شده است ، كه به مواردى از آن اشاره مىكنيم : 1 . امام عليه السلام در پاسخ اعتراض « حجر بن عدى » فرمود : يا حُجْر ! لَيْسَ كُلُّ النّاسِ يُحِبُّ ما تُحِبُّ وَ ما فَعَلْتُ الَّا ابْقاءً عَلَيْكَ . « 2 » « اى حجر ! همهء مردم آنچه را تو دوست دارى خوش نمىدارند ، من اين اقدام را جز به قصد زنده ماندن تو ( و امثال تو ) نكردم . » 2 . « مالك بن ضمره » در بارهء صلح ، به امام عليه السلام اعتراض كرد ، حضرت در پاسخ فرمود : يا مالك ! لاتَقُل ذالك انِّى لَمّا رَأَيْتُ النّاسَ تَركُوا ذالك الَّا اهْلُهُ خَشِيتُ انْ تَجْتَثُّوا عَن وَجهِ الارْضِ فَأَرَدْتُ ان يَكُونَ لِلدِّينِ فِى الارضِ ناعِى . « 3 » « اى مالك ! چنين مگوى ، زمانى كه من ديدم مردم جز عدهاى اين كار راترك كردند ، ترسيدم كه ريشهء شما از زمين كنده شود ، پس مصمم شدم تا براى دين در روى زمين فرياد گرى باقى بگذارم . »
--> ( 1 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 147 . ( 2 ) - بحارالانوار ، ج 44 ، ص 19 و تحفالعقول ، ص 227 و فرائدالسمطين ، ج 2 ، ص 120 . ( 3 ) - ترجمة الامامالحسن ، ابنعساكر ، ص 203 .