على اصغر ظهيرى
150
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
3 . امام عليه السلام در پاسخ به معترض ديگرى ، صلح خويش را مانند صلح جدش پيامبر دانسته ، با اين تفاوت كه آن صلح ، صلح با كفّار طبق نزول وحى بوده ؛ امّا اين صلح با كفار طبق تأويل وحى بوده است ، سپس فرمود : وَ لَوْ لاما أَتَيْتُ لَما تَركَ مِنْ شِيعَتِنا عَلى وَجْهِ الارضِ أَحَدٌ الَّا قُتِلَ . « 1 » « اگر من چنين نمىكردم از شيعيان ما كسى نبود جز آن كه كشته مىشد . » 4 . امام عليه السلام در سخن ديگر فرمود : انَّما هادَنْتُ حُقْناً لِلدِّماءِ وَ صِيانتاً وَ اشْفاقاً عَلى نَفْسِى وَ اهْلى وَ الْمُخْلِصِيْنَ مِنْ اصْحابِى . « 2 » « من صلح را پذيرفتم تا از خونريزى جلوگيرى كرده و جان خود ، خانواده و اصحاب صميمى خودم را حفظ كرده باشم . » شسته شده مزار تو مرغ پريده دلم خدا خدا خداكند * گرد مدينه گردد و تو را تو را صدا كند بلكه خدا به مقدمت مرا مرا فدا كند * تيغ فلك هزار بار اگر سرم جدا كند نمىشوم نمىشوم از تو دمى جدا حسن * كريم آل فاطمه امام مجتبى حسن اى به سرشك فاطمه شسته شده مزار تو * مهدى صاحب الزمان زائر بى قرار تو بهشت قرب اولياء هماره در جوار تو * از تو كسى غريبتر نبوده در ديار تو اى صلوات قدسيان زمزمهء حكايتت * دشمن كينه توز هم شد خجل از عنايتت سينه هفت آسمان سفرهاى از ولايتت * از چه نكرد هيچ كس مثل على حمايتت صبر تو نقش خصم را يك سره بر ملا كند * صلح تو كار نهضت و قيام كربلا كند
--> ( 1 ) - الطرائف ، ج 1 ، ص 196 و عللالشرائع ، ج 1 ، ص 211 . ( 2 ) - مناقب ، ج 4 ، ص 34 و عوالمالعلوم ، ج 16 ، ص 169 .