على اصغر ظهيرى
109
كشكول اهل بيت (ع) (فارسى)
تنگ شد سينهء بى كينه آن جان جهان * كآرزوى سفر جان ز ديار تن كرد گفت اى كاش كه جان از بدن آيد بيرون * هجر تو گلشن دنيابه على گلخن كرد شعله زد درد چنان از دل آن دريا دل * كه شرار غمش عالم همه ، تر دامن كرد داغ پيغمبر و هم محسن و زهراى جوان * حزن عالم همه در مزرع دل خرمن كرد مهربانى حضرت به شيعيان يكى از مهمترين مطالبى كه در مورد حضرت زهرا عليها السلام در روايات مطرح است اين است كه هنگام ازدواج آن حضرت ، وقتى مقدار مهريّه معلوم شد و آن حضرت از مقدار آن آگاه شد ، خطاب به رسول خدا صلى الله عليه و آله عرض كرد : يا رَسولَ اللّهِ ! انَّ بَناتَ النّاسِ يَتَزَوَّجْنَ بِالدَّراهِمِ فمَاالْفَرقُ بَيْنى و بَيْنَهُنَّ ؟ اسْالُكَ انْ تَرُدَّها و تَدْعُوااللّهَ انْ يَجْعَلَ مَهْرى الشَّفاعَةَ فِى عُصاةِ امَّتِكَ « 1 » . « اى رسول خدا ! دختران مردم بامهريّهء درهمها ازدواج مىكنند ، پس فرق من و آنان چيست ؟ تقاضا دارم مهريّه مرا باز گردانى و از خداى متعال بخواهى كه مهريهّ مرا « شفاعت » گناهكاران امّت تو قرار دهد . » در آن لحظه جبرئيل نازل شد و پارچهء ابريشمى را آورد كه بر روى آن نوشته بود : جَعَلَ اللّهُ مَهْرَ فاطمةَ الزَّهراء شَفاعةَ الْمُذنِبِينَ مِن امَّةِ ابيها « خداى متعال مهريهء فاطمه زهرا را شفاعت از گناهكاران امّت پدرش قرار داد . » هنگامى كه حضرت در حال احتضار قرار گرفت ، وصيّت كرد كه آن پارچه را همراهش دفن كنند و فرمود : آن گاه كه در روز قيامت محشور شدم ، اين نوشته را با دستم بلند كرده و در مورد گناهكاران امّت پدرم شفاعت مىكنم . « 2 »
--> ( 1 ) - فرهنگ سخنان حضرت فاطمه : ص 240 . ( 2 ) - صحيفة الزهراء : ص 274 .