على محمدى خراسانى

9

شرح منطق مظفر (فارسى)

مطلوب استدلال كرد . اين شيوه‌ها به‌طور كلى به ده شعبه اساسى منشعب مىشوند و هر كدام به نوبه خود اقسامى دارند كه قبل از بيان آن‌ها به عنوان مقدمه و بيان وجه حاجت به اين مباحث ، مطلب را از اين‌جا شروع مىكنند : همه انسان‌ها از مشاهده دود به وجود آتش پى برده و بدان علم پيدا مىكنند ، كدام انسان عاقلى هست كه از مشاهده دود پى به وجود آتش نبرد ( چنين علمى به حكم عقل و از باب قياس منطقى است ) و نيز همه انسان‌ها به هنگام مشاهده برق در ابرها منتظر شنيدن صداى رعد و تندر هستند و كيست كه چنين توقعى نداشته باشد ؟ ( استقراء ناقص كه هربار برق در آسمان مشاهده شده همراه يا به دنبال آن صداى رعد نيز بوده لذا چنين انتظارى بجا است ) همچنين هريك از ما انسان‌ها اين معنا را نيك مىدانيم كه خواب عاملى است كه قواى جسمانى را آرامش مىبخشد و خستگى روزانه را از ما دور كرده و فرد را بانشاط مىسازد ، كيست كه نداند خواب چنين نقشى دارد ؟ ( اين نيز از طريق استقرا است ) و يا همه مىدانيم كه اگر سنگى را در آب قرار دهيم حتما رطوبت گرفته و مرطوب خواهد شد ، يا همه مىدانيم كه كارد و چاقو اجسام نازك و قابل بريدن ( از قبيل : گوشت ، ميوه و . . . ) ، را پاره مىكند . ( تمام اين‌ها از راه تجربه ، آزمايش و مشاهدة جزئيات حاصل مىشود و در مباحث صناعات خمس خواهد آمد كه تجربيات ، از راه استدلال ناقص همراه با علت به دست مىآيند . ( البته در اينجا بحثى است كه : تجربه داخل در قياس است يا استقرا ؟ برخى از نويسندگان جديد چنين پنداشته‌اند كه تجربه از نوع استقرا است و بعضى برآنند كه از نوع قياس خفى است كه بايد در جاى خود بحث شود . ) همچنين گاهى پيش مىآيد كه ما شخصى را به‌ويژگىهاى خاصى مىشناسيم و مىدانيم كه او كريم است سپس شخص ديگرى كه نمىشناسيم با همين ويژگىها مىبينيم فورا تشبيه كرده و مىگوييم اين آدم هم مثل فلانى كريم و بخشنده است درحالىكه چه بسا اصلا چنين نباشد ولى ذهن انسان چنين تشبيه و تمثيلى را انجام مىدهد ، يا مثلا سارقى كه در شب آهسته و بااحتياط راه مىرود سپس شخص ديگرى را مىبينيم كه آهسته و آرام راه مىرود . از باب تشبيه مىگوييم : لابد او نيز سارق است ، يا مثلا براى يك نفر ضمانت در پرداخت وام مىكنيم و او بىنظمى مىكند و نمىپردازد و خود مجبور مىشويم بپردازيم ، وقتى شخص ديگرى هم نزد ما آمده و تقاضاى ضمانت مىكند ما