على محمدى خراسانى

88

شرح منطق مظفر (فارسى)

است ولى در كبرى ، موضوع واقع شده پس هردو مختلف الوضع هستند . روى همين اصل شكل چهارم از همهء اشكال ديگر پست‌تر و از مقتضاى طبع به مراتب دور تر است و منتج بودن آن نيز از ذهن بسيار فاصله دارد و بايد يك تغيير و تحوّل اساسى در آن ايجاد كنيم و هردو مقدمه را به هم زنيم تا به مطلوب برسيم ، روى همين اصل آن را شكل چهارم گفته‌اند و گروهى از دانشمندان بزرگ منطق ( ابن سينا و فارابى و . . . ) اصلا آن را در كتب و نوشتجات خويش ، عنوان نكرده‌اند و تنها به سه شكل قبلى بسنده كرده‌اند . مبحث دوم . بيان شروط انتاج شكل چهارم : منطقيون شروط انتاج را به دو نحو بيان كرده‌اند : يكى آن‌كه مشهور است و در بيت حروف رمزى هم بدان اشاره شده اين است كه بگوييم : در شكل چهارم به صورت قضيهء منفصلهء حقيقيه بايد يكى از اين دو امر شرط باشد كه ارتفاع محال است . امر اوّل . « مين كغ » يعنى موجبه بودن هردو مقدمه به اضافهء كليت صغرى ، خلاصه اين‌كه اگر مقدمتين هردو موجبه بودند ، حتما بايد صغرى كليت داشته باشد . امر دوم . « خين كاين » يعنى اختلاف دو مقدمه به ضميمهء كليت يكى از آن دو ، در كتب معروف از قبيل شرح شمسيه ، حاشيهء مولى عبد اللّه و . . . اين طريقه دنبال شده و برهان نيز براى اين شرطين اقامه شده كه خلاصه‌اش اين است : اگر هيچ‌كدام از دو امر مذكور نباشد ، قياس شكل چهارم از سه حال بيرون نخواهد بود . الف . يا هردو مقدمه ، سالبه هستند كه خود چهار قسم دارد : 1 . هردو سالبهء كليه 2 . هردو سالبهء جزئيه 3 . صغرى سالبهء كليه و كبرى سالبهء جزئيه 4 . بالعكس . ب . يا هردو مقدمه ، موجبه و صغرى جزئيه خواهد بود كه اين نيز دو قسم دارد : 1 . هردو موجبهء جزئيه 2 . صغرى موجبهء جزئيه و كبرى موجبهء كليه . ج . يا هردو مقدمه ، جزئيه و يكى از آن دو موجبه و ديگرى سالبه خواهد بود كه اين نيز دو قسم دارد : 1 . يا صغرى موجبهء جزئيه و كبرى سالبهء جزئيه 2 . و يا بالعكس . البتّه هركدام از اين سه حالت باشد ، قياس شكل چهارم منتج نيست چون اختلاف در نتيجه پيدا مىشود كه سبب عقم است ، حال هركدام را در قالب مثال بيان مىكنيم :