على محمدى خراسانى

87

شرح منطق مظفر (فارسى)

عكس نقيض ( موافق يا مخالف ) هستيم تا بدين وسيله شكل اول تشكيل داده و از آن نتيجهء مطلوب را به دست آوريم ، مثلا در ضرب چهارم از شكل دوم برهان ردّ به عكس كبرى يا صغرى جارى نشد ولى اين شيوهء نقض محمول و سپس عكس نقيض قابل جريان است كه در تمرين سوم از تمرينات اشكال اربعه پس از بيان شكل چهارم خواهد آمد ؛ يا در ضرب پنجم از ضروب شكل سوم نيز طريقهء عكس صغرى يا كبرى كافى نيست بلكه يا از راه خلف و يا از راه نقض محمول هردو مقدمه و . . . بايد پيش رفت كه توضيح آن در تمرين چهارم از تمرين‌هاى اشكال اربعه بيان خواهد شد . در خاتمه : توصيه مىشود براى تمرين ، آمادگى و مهارت بيشتر ، تمامى چهار ضرب شكل دوم را به طريقهء ردّ برهانى كنيد تا روشن شود در كجاها اين طريقه بدون نقض محمول و عكس نقيض منتج است ؟ و كجاها منتج نيست ؟ همچنين در ضروب شش‌گانهء شكل سوّم همين تطبيق را تعقيب كنيد تا شايد نتيجهء مطلوب حاصل گردد . شكل چهارم در رابطه با شكل چهارم و آخرين شكل از اشكال اربعهء قياس اقترانى حملى ، كه همان شكل جالينوسى باشد چند مبحث مطرح است : مبحث اوّل . تعريف و وجه تسميهء آن : شكل چهارم ، يك قياس اقترانى است كه اوسط ، در مقدمهء اول ( صغرى ) ، موضوع و در مقدمهء دوم ( كبرى ) ، محمول واقع شده باشد ، دقيقا به عكس شكل اول كه در آن‌جا اوسط در صغرى ، محمول و در كبرى ، موضوع بود مثلا : « كل انسان ناطق » ، و « كل ناطق ضاحك » ، « فكل انسان ضاحك » ( شكل اول ) ؛ « كل ناطق ضاحك » ، و « كل انسان ناطق » ، « فبعض الضاحك انسان » ( شكل رابع ) ؛ بر همين اساس مىگوييم : در شكل اول هم اصغر و هم اكبر متحد الوضع بودند يعنى همان وضعى را كه در نتيجه دارند در مقدمتين هم دارند كه ، اصغر در نتيجه ، موضوع در صغرى است و اكبر در نتيجه ، محمول در كبرى است . در شكل دوم اصغر ، متحد الوضع و اكبر ، مختلف الوضع بود ؛ در شكل سوم اكبر ، متحد الوضع و اصغر ، مختلف الوضع بود ؛ در شكل چهارم اصغر ، مختلف الوضع و اكبر هم مختلف الوضع است ، يعنى : اصغر در نتيجه ، موضوع است ولى در صغرى محمول ، و اكبر در نتيجه ، محمول