على محمدى خراسانى

83

شرح منطق مظفر (فارسى)

« م » و محمولش با « ج » بيان شده آن‌گاه ما فرض مىكنيم كه « بعض م » يعنى « بعض الحساس » در كبراى سالبه كه « ج » يعنى « فرس » از آن سلب شده ، آن « بعض د » ، « انسان » است كه نوعى از انواع حسّاس است « مرحلهء اوّل برهان افتراض » ، سپس از اين سالبهء جزئيه دو قضيهء كليهء صادقه استخراج مىكنيم : 1 . « كل د م » يعنى : « كل انسان حيوان » ؛ 2 . « لا د ج » يعنى : « لا شىء من الانسان بفرس » « مرحلهء دوم » . سپس در مرحلهء سوّم ، قضيهء اوّل را كه يك موجبهء كليه است گرفته و آن را صغرى از براى صغراى اصل قياس شكل سوم قرار داده و صغراى اصل را ، كبراى اين قياس قرار داده و مىگوييم : « كل انسان حيوان » ، و « كل حيوان حساس » . از اين دو مقدمه قياس ضرب اول ، از چهار ضرب شكل اول كه بهترين نوع است تشكيل مىگردد كه نتيجهء آن نيز يك موجبهء كليه است يعنى : « كل انسان حساس » ( اين قياس اول ) . سپس همين نتيجه را گرفته و صغراى قياس دوم قرار داده و قضيهء شمارهء دو را كه يك سالبهء كليه بود ، كبراى آن قرار مىدهيم و از مجموعهء آن دو ، يك قياس ضرب دوم از شكل سوم پديد مىآيد كه از ضرب پنجم است به اين صورت كه : « كل انسان حساس » ، و « لا شىء من الانسان بفرس » ، نتيجهء اين دو چنان كه در ضروب شكل سوم مبين شد يك سالبهء جزئيه است يعنى : « بعض الحساس ليس بفرس » ، و هذا هو المطلوب . پس منتج بودن ضرب خامس توسط برهان افتراض تبيين گرديد . نمونهء دوم : برهان افتراض را يك بار ديگر در رابطه با ضرب چهارم از ضروب شكل دوم مىآزماييم و خواهيم ديد كه باز هم منتج است . اين برهان داراى سه مرحله است : مرحلهء اوّل . مفروض : مقدمتين اين ضرب يعنى سالبهء جزئيهء صغرى و موجبهء كليه كبرى ، صادق هستند يعنى : « بعض الحيوان ليس به انسان » ، و « كل ناطق انسان » . مرحلهء دوم . مطلوب اين است كه در نتيجهء آن دو ، يك سالبهء جزئيه صادق است يعنى : « بعض الحيوان ليس بناطق » . مرحلهء سوّم . برهان افتراض : صغرى را كه يك سالبهء جزئيه است اخذ كرده و مىگوييم : فرض مىكنيم كه « بعض الحيوانى » كه « انسان » از آن بعض مسلوب است