على محمدى خراسانى
8
شرح منطق مظفر (فارسى)
دوم . تصديقات نظرى : معلومات تصديقى كه علم به آنها و تصديق نفس به آنها بدون استدلال حاصل نمىشود ، از قبيل : حدوث و قدم عالم ، وجود روح ، فرشته و هزاران حقيقت ديگر كه نوع مسائل علوم ، از مسائل نظرى و استدلالى است و بدون آن حاصل نمىشود . نبايد توهم شود كه كليه معلومات تصديقى ما نظرى و استدلالى است و ما هيچ معلوم تصديقى بديهى نداريم ، اين پندار باطلى است ، معلومات تصديقى بديهى سرمايه اصلى و خدادادى ما در تجارت علمى است و اگر آنها را نداشتيم هرگز با دست خالى قادر به تجارت و كسب سرمايه علمى نبوديم ، اين مطلب را در قالب برهان بيان مىكنيم تا ادعاى ما در مورد وجود معلوم تصورى بديهى و معلوم تصديقى بديهى ثابت مىشود . استدلال : اگر كليه معلومات تصديقى ما نظرى باشد و هيچ تصديق بديهى نداشته باشيم ، از شما سوال مىكنيم در مثل : « الانسان حيوان » ، آيا تصديق بديهى است يا نظرى ؟ اگر بگوييد بديهى است مطلوب ما ثابت مىشود كه بالاخره يك تصديق بديهى داريم و اگر بگوييد : نظرى است . خواهيم گفت : از چه راهى آن را به دست آوردهايد ؟ خواهيد گفت از راه استدلال زير : « الانسان حساس » « و كل حساس حيوان » « فالانسان حيوان » ما نقل كلام مىكنيم به صغرى و كبرى و مىپرسيم آيا اين مبادى تصديقى بديهى هستند يا نظرى ؟ اگر بديهىاند پس مطلوب ثابت مىشود ، اگر نظرى هستند مىپرسيم از چه راهى به آن دو علم پيدا كرديد ، اگر بگوييد آن دو را از راه « الانسان حيوان » شناختهايم خواهيم گفت : اين دور است و دور محال و باطل است و اگر بگوييد آن دو را نيز از راه دو يا چند مقدمه ديگر به دست آوردهايم ، به آن مقدمات نقل كلام مىكنيم و سئوال را تكرار مىكنيم و بالاخره يا دور لازم مىآيد ، يا تسلسل كه هردو محال است و مطلب به جايى منتهى نمىشود مگر اينكه به يك سلسله معلومات تصديقى بديهى ختم شود پس وجود معلومات تصديقى بديهى از مسلمات است و بلكه آنها راس المال و سرمايه علمى ما هستند . د . قوله : طرق الاستدلال نكته چهارم : حال كه معلوم گرديد اكثر معلومات تصديقى ما نظرى و استدلالى هستند و تنها از طريق استدلال حاصل مىشوند بايد بدانيم ، استدلال كردن بر يك مطلوب تصديقى ، طرق و شيوههاى گوناگونى دارد و از راههاى مختلف مىتوان بر يك