على محمدى خراسانى

61

شرح منطق مظفر (فارسى)

آن نيز ، سالبهء كليه خواهد بود يعنى : « لا شيئى من الجماد به حيوان » عكس مىشود به : « لا شيئى من الحيوان بجماد » ، سپس اين عكس كبرى را به اصل صغرى كه يك موجبهء كليه است ، ضميمه مىكنيم و ضرب دوم از قياس شكل اوّل به دست مىآيد يعنى : « كل انسان حيوان » ، و « لا شىء من الحيوان بجماد » ، و چون شكل اوّل بديهى الانتاج است ، از آن دو به اين نتيجه مىرسيم : « فلا شىء من الانسان بجماد » آن‌گاه همين نتيجه كه از شكل اوّل تحصيل شد عينا از ضرب اوّل شكل ثانى هم به دست مىآيد كه دليل بر ، منتج بودن اين ضرب است . ضرب دوّم : صغرى ، سالبه كليه و كبرى ، موجبهء كليه باشد نتيجه باز هم سالبهء كليه است . دو مثال : الف . لا شيئى من الممكنات بدائم ( ازلى ) ، و « كل حق ( واجب الوجود ) دائم » ، « فلا شيئى من الممكنات به حق » . ب . لا شىء من الانسان بفرس و « كل صاهل فرس » « فلا شىء من الانسان بصاهل » . برهان : براى اثبات انتاج اين ضرب ، از برهان عكس صغرى استفاده مىكنيم كه اجمال آن از اين قرار است : نخست صغراى اين ضرب را كه يك سالبه كليه است به عكس مستوى عكس مىكنيم ( كه باز سالبهء كليه مىشود ) ، سپس عكس ترتيب را انجام مىدهيم يعنى عكس صغرى را به جاى كبرى و خود كبرى را به جاى صغرى قرار مىدهيم و از اين دو مقدمه ، يك قياس شكل اوّل آن هم از نوع ضرب ثانى شكل اوّل كه صغرى ، موجبهء كليه و كبرى ، سالبهء كليه باشد تشكيل مىشود و چون شكل اوّل بديّهى الانتاج است ، از آن دو يك سالبهء كليه نتيجه گرفته مىشود ، سپس اين نتيجه را به عكس مستوى عكس مىكنيم و اگر اصل ، يعنى نتيجه صادق بود حتما اين عكس هم صادق است و بدين وسيله مطلوب ما كه نتيجهء شكل ثانى باشد ، حاصل مىگردد . مثال : 1 . مفروض اين است كه مقدمتين يعنى : « لا شىء من الانسان بفرس » ، و « كل صاهل فرس » صدق است ( چون اگر كذب باشند مباحث بعدى لغو است ) . 2 . مدعا اين است كه اگر اين دو مقدمه صادق بود ، حتما نتيجه نيز صادق خواهد بود و نتيجه يك سلب كلّى است يعنى : « لا شىء من الانسان بصاهل » . 3 . برهان اين است كه : اگر دو مقدمه مذكور صادق باشد ( مفروض ) لازمه‌اش آن است كه عكس صغراى آن دو نيز صادق باشد ، زيرا كلّما صدق الاصل صدق العكس و