على محمدى خراسانى

62

شرح منطق مظفر (فارسى)

چون صغرى ، سالبهء كليه است عكس مستوى آن نيز سالبهء كليه مىشود ، يعنى : « لا شىء من الفرس به انسان » سپس عكس ترتيب انجام داده ( عكس صغرى را به جاى كبرى و خود كبرى را به جاى صغرى قرار داده ) و ضرب ثانى از شكل اوّل تشكيل مىشود ؛ « كل صاهل فرس » ، صغرى و « لا شىء من الفرس به انسان » ، كبرى « فلا شىء من الصاهل به انسان » نتيجه سپس اين نتيجه را به عكس مستوى عكس مىكنيم كه مىشود : « لا شىء من الانسان بصاهل » و هذا هو المطلوب ، زيرا در ضرب دوم شكل ثانى همين نتيجه را گرفتيم و از طريق شكل اوّل و قواعد مسلّم عكس هم به همين نتيجه رسيديم و اين دليل بر انتاج اين ضرب از شكل ثانى است . در خاتمه : در اين ضرب ، از راه برهان عكس كبرى نمىتوان پيش رفت ، زيرا كبراى آن موجبهء كليه است كه عكس مستوى آن موجبهء جزئيه مىشود و شكل اوّل يا دوم هركدام كه باشد از راه كبراى جزئى منتج نخواهد بود . ضرب سوّم : صغرى ، موجبهء جزئيه و كبرى ، سالبهء كليه ، سلب جزئى را نتيجه مىدهد ، چون نتيجه تابع اخس مقدمتين است و اخس از حيث كيفيت سلب و از حيث كميت جزئيت است و از آن‌جا كه اين ضرب دو جهت خسّت دارد لذا سالبهء جزئيه مىشود . دو مثال : 1 . « بعض المعدن ذهب » ، و « لا شىء من الفضة بذهب » ، « فبعض المعدن ليس بفضة » . 2 . « بعض الحيوان انسان » ، و « لا شيئى من الفرس به انسان » ، « فبعض الحيوان ليس بفرس » . برهان : براى اثبات انتاج اين ضرب نيز مانند ضرب اوّل ، از طريقهء برهان عكس كبرى استفاده مىكنيم كه توضيح آن در ضرب اوّل گذشت و در اين‌جا فقط با بيان مثال به آن مىپردازيم . الف . مفروض اين است كه مقدمتين ( صغرى و كبرى ) صادق هستند : « بعض الحيوان انسان » ، و « لا شىء من الفرس به انسان » . ب . مدّعا و مطلوب اين است كه ، اگر دو مقدمه مذكور صادق باشند در نتيجهء آن