على محمدى خراسانى

524

شرح منطق مظفر (فارسى)

قسم پنجم از انواع مغالطات معنويّه است و در امر بعدى خواهد آمد . ثانيا از اشكال قبلى كه بگذريم مىگوييم : ظاهر و متبادر به ذهن ، از تعبير منطقيون در اين باب به كلمهء مسئله و مسائل ، اين است كه معناى لغوى آن ( سؤال و پرسش ) اراده كرده‌اند . نه اين‌كه منظورشان از مسئله قضيه باشد ولو قضيهء خبرى به دليل اين‌كه اگر مرادشان مطلق قضيه بود ، بجا بود كه بگويند : جمع قضاياى متعدد در قضيه واحد ، نه مسائل متعدد در يك مسئله ! ه . سوءتاليف سوءتاليف پنجمين نوع از مغالطات معنويّه است كه مربوط به مغالطه در تأليف قياس است و با خللى در تأليف قياس محقق مىشود كه از دو حال خارج نيست . 1 . سوءتأليف از لحاظ مادّه است ، يعنى بجاى استفاده از قضاياى يقينى يا مشهورات و مسلمات كه در برهان و جدل به كار مىروند از شبيه آنها استفاده شده است . 2 . سوءتأليف از لحاظ هيئت است يعنى از لحاظ شكلى داراى شرايط معتبر نبوده و خلاف قواعد باب است . امّا اين‌كه از چه طريقى تشخيص دهيم كه فلان قياس مبتلا به سوءتأليف است ؟ راه آن آشنايى كامل با مباحث قياس و شرايط آن است . هنگامى كه شرايط و قواعد قياس را شناختيم مىتوانيم به راحتى به خلل در تأليف فلان قياس پىبرده و منشأ غلط را پيدا كنيم . البتّه سوءتأليف گاهى واضح و جلّى است ( مثلا در قياس شكل اوّل ، كبرى كليّت ندارد يا صغرى موجبه نيست و . . . ) و گاهى خفّى ، باريك و دقيق است . گاهى به درجه‌اى از خفاء مىرسد كه به غير از دانشمندان خبره و آگاه كسى قادر به كشف آن نيست . قياسى كه از لحاظ تأليف مبتلا به مغالطه است - چه از حيث هيئت و چه ماده - در حقيقت نمىتوان نام آن را قياس ، برهان يا جدل گذاشت بلكه نامش شبه القياس ( از حيث هيئت ) و شبه برهان و جدل ( از حيث ماده ) است و اطلاق اسم قياس بر آن ، مانند اين است كه به عكس شخصى اشاره كرده و بگوييم : اين فلان شخص است ! درحالى كه مىدانيم عكس كسى ، خود وى نيست بلكه صرفا شبيه او است ، امّا از لحاظ وجود و حقيقت مباين اوست . زيرا عكس در خارج مستقلا و جداى از انسان وجود دارد از مقوله مركب و رنگ است ، صاحب عكس ، موجودى است كه حيوان و ناطق است پس