على محمدى خراسانى

519

شرح منطق مظفر (فارسى)

2 . قيدى از موضوع قضيهء حمليه كاسته شود ؛ 3 . قيدى بر محمول قضيهء حمليه افزوده شود ؛ 4 . قيدى از محمول قضيهء حمليه كاسته شود ؛ 5 . قيدى هم بر موضوع و هم بر محمول افزوده شود ؛ 6 . قيدى هم از جانب موضوع و هم از جانب محمول كاسته شود . امّا در قضيّهء شرطيّه : 1 . قيدى بر مقدم قضيهء شرطيّه افزوده شود ؛ 2 . قيدى از مقدّم كاسته شود . 3 . قيدى بر تالى افزوده شود ؛ 4 . قيدى از تالى كم شود ؛ 5 . قيدى هم بر تالى و هم مقدم افزوده شود ؛ 6 . قيدى از هردو كم شود . اين مجموعهء دوازده صورت مسئله بود . اينك به صورت كلّى به دو قسم اشاره مىشود : مثالهايى براى موردى كه قيدى بر جزء قضيّه افزوده مىشود : 1 . به قول علّامه در جوهر النضيد : كل متصور ثابت في الخارج ؛ كه بدون قيد « فى الخارج » قضيّه صادق است زيرا كه متصور ، در ذهن و يا در خارج ثابت و موجود است . ولى با افزودن قيد في الخارج و اخذ آن در ناحيهء محمول ، قضيّه كذب مىشود زيرا نقيض آن صادق است اى بعض المتصور ليس بثابت في الخارج ، مانند : عنقاء ، جبل من ياقوت ، بحر من ذبيق ، غول ، دور ، تسلسل ، اجتماع نقضين و ضدين و مثلين ، شريك البارى و . . . 2 . به قول مصنف قدّس سرّه : برخى گمان كرده‌اند كه الفاظ و كلمات ، براى معانى و مفاهيم خودشان با قيد موجود بودن اين معانى در ذهن ، وضع شده‌اند . يعنى معانى به قيد متصوّر بودن موضوع له هستند . درحالىكه حقّ اينست كه الفاظ موضوعات براى معانى بما هي هستند . به عبارت ديگر : ذوات معانى و طبايع ، نه معنا به قيد موجود در ذهن بودن . دليلش هم آنست كه اگر معانى با قيد مذكور موضوع له بودند لازم مىآمد كليّه قضايا ، قضاياى ذهنيّه باشند و ما در عالم قضاياى حقيقيّه و خارجيّه نداشته باشيم در