على محمدى خراسانى

513

شرح منطق مظفر (فارسى)

2 . مغالطات معنويه مغالطات لفظيّه شش نوع داشت كه به تفصيل بازگو شد . اينك به مغالطات معنويه مىپردازيم : منظور ما از مغالطات معنويّه ، كليّهء مغالطات غيرلفظيّه است ( و به قول خواجهء طوسى : خللى تواند بود كه در نفس تبكيت بود يا در اجزاء او ) . مغالطات معنويّه هفت نوع است به اين بيان كه اين نوع از مغالطات در يك تقسيم اصلى و مادر به دو دسته تقسيم مىشوند : الف . مغالطاتى كه در تأليف ميان اجزاء يك قضيه واقع مىشود و قطع‌نظر از مقام تشكيل قياس و تأليف اين قضيّه با قضاياى ديگر خود اين قضيه مبتلا به آن مغالطه است ( منظور از دو جزء قضيهء به قول خود مصنف در پاورقى ، موضوع و محمول در قضاياى حمليّه و مقدم و تالى در شرطيات است ) . ب . مغالطاتى كه در تأليف ميان قضايا و در تشكيل قياس تحقّق پيدا مىكند . از اين دو قسم ، خصوص قسم اوّل داراى سه شعبه و خصوص قسم دوّم هم داراى چهار نوع است . بيان اجمالى اقسام قسم اوّل : مغالطاتى كه ميان دو جزء قضيّه واقع مىشود در يك تقسيم اصلى دو دسته مىشوند : 1 . منشأ مغالطه ، وجود خلل و نقصانى در هردو جزء قضيه است . 2 . منشأ آن ، وجود خلل در يك جزء قضيّه است . خود قسم دوّم هم دو قسم مىشود ( كه مجموعا سه قسم مىشوند ) . 1 . اين‌كه يك جزء قضيه حذف شده و بدل او جاى او نشسته و محكوم به يا محكوم عليه واقع شده است . 2 . اين‌كه هردو جزء ذكر شده ولى نه به آن كيفيتى كه سزاوار است . بيان تفصيلى اين سه قسم : 1 . قسم اوّل از اين قسم را « ايهام انعكاس » گويند و تعريف اجمالى آن در اصطلاح اين باب عبارتست از اين‌كه خلل در هردو جزء قضيه باهم باشد به اين صورت كه موضع و جايگاه هردو ، جزء عكس شود و در قضيه حمليّه موضوع به جاى محمول و محمول به جاى موضوع بيايد و در قضيهء شرطيه ، مقدم به جاى تالى و تالى به جاى مقدم قرار گيرد .