على محمدى خراسانى

51

شرح منطق مظفر (فارسى)

عقد الوضع بالفعل است يا بالامكان ؟ كه در جاى خود مطرح است و همان سخنان كه از حيث ماده و صورت و كميت و كيفيت گفته شد از حيث جهت نيز مطرح است كه نتيجه تابع اخس مقدمات باشد و در جاى خود بايد بحث شود ، اجمالا جهت ضرورت ، اشرف جهات است و به ترتيب دوام ، فعليت و در رتبهء چهارم امكان قرار دارد . ج . ضروب شكل اوّل : مبحث سوّم در شكل اوّل راجع به ضروب آن است : مقدّمه : ضرب ، اقتران و قرينه هرسه به يك معنى ، و اسم براى يك حقيقت هستند و آن عبارت است از مقترن ساختن دو مقدمه ( صغرى و كبرى ) به يكديگر و ضم و تأليف آن دو باهم كه شكل خاصى را به قياس مىدهد ، نام اين صورت و شكل « ضرب » است چون از ضرب دو مقدمه ، اين صورت‌ها پديد مىآيد و « اقتران » است ، چون مقدمتين به يكديگر مقترن شده و درهم‌آميخته‌اند و « قرينه » است چون مقدمتين قرين يكديگر شده و مولّد نتيجه گشته‌اند . با حفظ اين مقدّمه ، ضروب ممكنه و ضروب عقيمه و اضرب منتجه يا ناتجه را بيان مىكنيم . دانستيم كه هر قياس اقترانى از دو مقدمه تشكيل مىشود : صغرى و كبرى هركدام از صغرى و كبرى في حدّ نفسها ( يعنى با قطع نظر از اين‌كه با ديگرى مقترن شده ، تاليف يافته و قياسى را تشكيل دهند ) اقسام و صورى دارند ، مثلا مقدمهء اوّل به تنهايى يا قضيه شخصيه است يا طبيعيه يا مهمله و يا محصوره ، دانستيم كه با غير محصوره كارى نيست و تنها محصورات محور بحث هستند و چهار قسم داشت پس مقدمهء اوّل از حيث كميت و كيفيت چهار صورت دارد : 1 . موجبهء كليه 2 . سالبهء كليه 3 . موجبهء جزئيه 4 . سالبهء جزئيه . همچنين مقدمهء ثانيه يعنى كبرى نيز به تنهايى و با قطع نظر از انضمامش به صغرى و تشكيل دادن يك قياس ، همين صور چهارگانه را دارد حال اگر چهار صورت صغرى را به چهار صورت كبرى مقترن كرده و كنار هم قرار دهيم و از آن دو قياسى تشكيل دهيم ، برحسب مقام تصور و امكان ، شانزده صورت متصور است كه حاصل‌ضرب چهار صورت مقدمهء اوّل در چهار صورت مقدمهء دوّم است و اين شانزده صورت را ضروب ممكنه و متصوره گويند ، اعم از اين‌كه همهء آن‌ها منتج باشند يا بعضى باشند و بعضى نباشند . اين شانزده صورت ( اقترانات و ضروب ممكنه ) ، منحصر به شكل اوّل نيست بلكه در تمامى اشكال اربعه موجود است .