على محمدى خراسانى
483
شرح منطق مظفر (فارسى)
كتب شعرى و ديوانهاى شعر است كه اثر فراوان و بارزى در اين جهت دارد . امّا قضاياى متخيّله با معانى خياليّه كه مواد صنعت شعر و استدلال شعرى را تشكيل مىدهند ( و هدف اصلى منطقى بيان همين بخش مىباشد ) داراى يك قاعده و ضابطهء معيّنى نيستند كه بتوان آنها را تدوين نموده و به رشتهء تحرير درآورد تا ديگران بدان مراجعه كنند ( بر خلاف قضاياى مشهورات ، مظنونات ، يقينيات و مسلمات و . . . كه حدّ و حصر داشته و داراى قاعده و ضابطهء معينى بودند و در جاى خود بيان شد ) . سرّ مطلب آنست كه - مكرّر گفتهايم ويژگى شعر اينست - هر اندازه قضاياى خياليّه نادر و كم ، عجيب و غريب و ستبعد باشند ، براى شنونده تازگى داشته و به همان نسبت تأثيرش در نفوس و التذاذ نفوس به آن بيشتر مىگردد . با اين ملاحظات قضاياى خياليّه حدّ و حصر نداشته و قابل ثبت و ضبط نيست ، بلكه به قول قرآن : وَ الشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الْغاوُونَ * أَ لَمْ تَرَ أَنَّهُمْ فِي كُلِّ وادٍ يَهِيمُونَ « 1 » « شعراء در هر وادى سرگردانند » و طريق مستقيم و معين براى آنان نيست . ملكهء شعرى از كجا پيدا مىشود ؟ وقتى ما تاريخ بزرگان هر قوم را مطالعه مىكنيم ، مىبينيم همانطورى كه در ساير رشتههاى علمى و فنّى افراد نابغه ، دانشمندان بزرگ و كسانى كه قلل مرتفع علمى را فتح كرده باشند ، بسيارنادر هستند ، همچنين در رشته شعر و شاعرى هم ، در ميان هر امّتى شعراء واقعى بسيار هستند چهبسا امّتهايى كه در ميان آنها كسى يافت نمىشود كه از لحاظ مرتبه شعرى به درجات عاليه رسيده ، نوآورى داشته و اسوه و الگوى ديگران باشد . تنها در فاصلههاى زمانى بسيار طولانى فرد يا افراد باعظمتى از قبيل سعدى ، حافظ ، مولوى و . . . يافت مىشوند . حال اين سئوال پيش مىآيد كه : سرّ ندرت شعراء بزرگ چيست ؟ چرا ملكه شعرى در بيشتر انسانها يافت نمىشود ؟ با اينكه همه دوست دارند شعر بسرايند و شاعرى بزرگ شوند ، ولى براى نوع افراد چنين توفيقى حاصل نمىشود ، علّت چيست ؟ مصنف رحمهم اللّه در جواب مىفرمايد : حقيقت امر اينست كه ما نيز بدرستى از سرّ مطلب آگاه نيستيم و تمام آنچه را كه در اين باب مىدانيم آنست كه : ملكه شعر و شاعرى موهبتى ربّانى و الهى است كه مخصوص عدّهاى از انسانها است ، همانند ساير مواهب
--> ( 1 ) . سورهء شعرا ، آيهء 225 و 224 .