على محمدى خراسانى
484
شرح منطق مظفر (فارسى)
الهى از قبيل حسن بيان ، خطابه ، نقاشى ، داستانسرايى ، قصّهنويسى و . . . كه مخصوص افراد خاصى است و عموميّت ندارد به خاطر همين اختصاص است كه شعراء بزرگ از نوابغ و نخبگان انسانها بشمار مىروند . بر همين اساس است كه امّت عربى آن همه به شعر و شاعرى اهمّيّت داده و شعراء خويش را عزيز و گرامى مىدارند ، اگر در ميان قبيلهاى شاعرى نبوغ پيدا كند به افتخار او مجالس جشن و سرور برپا مىكنند ، قبايل ديگر به آن قبيله ، وجود چنين شاعرى را تبريك و تهنيت مىگويند و . . . درحالىكه اگر بيشتر مردم مىتوانستند اشعار عالى بگويند و مسئله ، عمومى بود و از رونق آن كاسته مىشد ، شعراء از نوابغ روزگار محسوب نمىشدند و مردم به آنها اين همه احترام نمىگذاشتند . پس اين نيز موهبتى از مواهب الهى است ، ( مثل بذرى كه در دل خاك پنهان مىشود و در آينده خوشه مىدهد ) امّا كسى كه اين موهبت را كشف كرد و فهميد كه چنين نعمت عظمايى در اختيار او است بايد تعليم و تمرين آن را پرورش داده و شكوفا كند تا مانند ساير استعدادهاى بالقوّه ، رشد و نمو پيدا كند و پيوسته بر تكامل آن افزوده شود ، تا آنجا كه مانند يك هسته به درختى نيرومند و سر بفلك كشيده مبدّل مىشود و هرآن ميوه دهد و خوراكيهايش را در اختيار ديگران قرار دهد ( اقتباس از آيهء قرآن است كه : ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا كَلِمَةً طَيِّبَةً كَشَجَرَةٍ طَيِّبَةٍ أَصْلُها ثابِتٌ وَ فَرْعُها فِي السَّماءِ * تُؤْتِي أُكُلَها كُلَّ حِينٍ بِإِذْنِ رَبِّها « 1 » البتّه نكتهاى كه نبايد از آن غفلت كنيم آن است كه اكتشاف و استخراج اين موهبت مثل ساير مواهب كار آسانى نيست و چهبسا شخص ديگرى كه عارف و آگاه به امور است اين استعداد را قبل از صاحب آن كشف كند ( مثل كودكان نابغهاى كه والدين در اثر بيسوادى ، آنها را به جنون متهّم مىكنند ولى معلّم در محيط مدرسه ، استعداد دانشمند شدن او را كشف كرده و او را مورد عنايت خاص قرار مىدهد ) . گاهى هم متأسفانه بنا به دلائل بسيار مادّى و غيرمادّى اين استعدادهاى خدادادى خشكيده و پژمرده شده ، مىميرند . اگر در سنين خردسالى از آنها بدرستى بهرهبردارى نشود ( مثل بسيارى از روستائيان ، فرزندان كارگر و كشاورز ، كه از آغاز ، دنبال كارهاى شاق بودهاند ، و به همين جهت به تدريج ذهن آنها كور شده و آسانترين مسائل برايشان مشكلترين
--> ( 1 ) . سورهء ابراهيم ، آيات 25 و 24 .