على محمدى خراسانى

481

شرح منطق مظفر (فارسى)

ولى تأثير خود را در نفس مىگذارد و به هر نسبت كه صورت خيالى بعيد از اذهان و غريب‌تر باشد و براى مردم تازگى داشته باشد ، تأثيرش در نفس بيشتر و التذاذ نفس به آن قوىتر و صد چندان مىگردد . بهترين شاهد مطلب ، قصّه‌هاى كتاب هزار و يك شب ، كليله و دمنه ، قصّه‌هاى ادبيّات جديد و قصّه‌نويسان نو است كه با اين‌كه واقعيّت ندارد امّا آن همه مشترى ، مخاطب و خواننده دارد . مكرّر گفته‌ايم كه سبب اصلى اين تأثرات و انفعالات نفسانى همان استغراب ، استعجاب و عجيب و غريب شمردن آنها است . بنابراين مىبينيم كه قصّه‌ها ، لطيفه‌هاى خنده‌دار و قصص نادر الوقوع در به دو امر ، بار اوّل ، دوّم و چندم كه بيان مىشود بسيار جاذبه داشته و باعث خندهء خوانندگان مىشود و يا بشدت آنها را مىگرياند ولى هنگامى كه زياد تكرار مىشود ، گوش با آن مأنوس شده و ديگر خنده‌دار يا گريه‌آور نيست بلكه حتّى سخنى بىمزّه ، بىرنگ و بىارزش مىگردد تكرار بيش از حدّ آن سبب ملالت و اشمئزاز نفس مىگردد . اگر شنيده‌ايد كه در رابطه با برخى از شعرها گفته‌اند : فلان شعر مثل مشك خوشبو است كه هرچه تكرار شود ، خوشبوتر و باارزش‌تر مىگردد ، اين از همان مبالغات شعرا است و بر فرض كه صحيح ، مطابق واقع و بدور از مبالغه باشد اين تأثيرات و تازگىها دو عامل مىتواند داشته باشد : 1 . در اين شعر نكته‌هاى ارزنده‌اى وجود دارد كه با يك‌بار خواندن و شنيدن ، همهء آن نكات كشف نمىشود و هربار كه تكرار مىشود نكته‌اى از نكات آن روشن مىگردد ، لذا پيوسته طراوت و تازگى دارد و گرنه كهنه مىشد ( مثل آيات قرآن و سخنان معصومين كه هميشه‌هميشه تازگى دارد و . . . ) . 2 . الفاظى كه در آن شعر به كار رفته شيرين ، روان و دلنشين است ، پس هرچه تكرار شود از ارزش آن كاسته نمىشود و همانند تخيّل صرف نيست كه بار اوّل ، دوّم و چندم طراوت دارد نه براى هميشه . 8 . قواعد قضاياى مخيّلات مطلب هشتم راجع به اين است كه آيا مواد قياس شعرى - كه قضاياى متخيّلات است - ضابطه و قاعده‌اى دارد كه موجب حدّ و حصر آن شود يا خير ؟ در جواب مىفرمايند : ( قبلا نيز در مبحث پنجم گفتيم ) قوام شعر به سه امر است : 1 . اوزان . 2 . الفاظ . 3 . معانى خياليه .