على محمدى خراسانى

469

شرح منطق مظفر (فارسى)

حكماء بزرگ و مردان الهى كه نوعا از اين باب است ) . 4 . سبب تأثير شعر در جانها مبحث چهارم از مباحث صناعت شعر ، راجع به اين است كه : پس از آشنايى اجمالى با اهمّيّت شعر در حيات اجتماعى بشر و بيان فوائد آن در امر قبلى ، بايد به دو سئوال پاسخ داد كه عبارتند از : سئوال اوّل : ريشهء تأثيرگذارى كلام شعرى در نفوس و جانها و برانگيختن آنها به انبساط و انقباض و . . . از كجا است ؟ به عبارت ديگر : فلسفه اين همه تأثير چيست ؟ چه عاملى باعث مىشود كه كلام شعرى موجب آن همه انفعالات و تأثرات نفسانى مذكور در مبحث سوم و مانند آن مىگردد ؟ سؤال دوم : اصولا شعريت شعر به چيست ؟ قوام شعر به چيست ؟ شعر يعنى كلام مخيّل كه مؤثر در خيال است اين تأثيرگذارى به چه عواملى بستگى دارد ؟ از اين دو به سؤال اوّل در همين بحث چهارم ، و به سؤال دوم در بحث پنجم جواب داده خواهد شد . امّا جواب سؤال اوّل : فلسفهء آن همه تأثيرات شگرف در كلام شعرى در اينست كه ( چنان‌كه مكرّر بيان شد ) ، قوام شعر به تخييل و برانگيختن قوهء خيال انسانها است و بىترديد تخيّل يكى از مهمّترين اسباب و عوامل تأثيرگذار در نفوس انسانها است به دليل اين‌كه اساس تخيّل را ، تصوير ( مجسم كردن يك صحنه ) و محاكات ( به تقليد از صاحب قول يا فعل يا اخلاق و حالت : كار او را تكرار كردن است ، شبيه كارى كه بوزينه‌ها انجام مىدهند ) و تمثيل ( مثال زنده و روشن آوردن و مطلب را در قالب آن مشخص كردن و بيان نمونه ) يك واقعيت يا يك صحنه‌اى است كه شخص مىخواهد از آن پرده‌بردارد و آن را بازگو كند . شكى نيست كه بيان يك واقعيت به صورت عبارات خشك و جامد آن تأثير را ندارد كه مجسّم كردن آن صحنه و به تصوير كشيدن آن و در خيال طرف صحنه را نماياندن آن اثر را دارد . فرق بسيار زيادى است ميان مشاهدهء يك شىء در همان لباس واقع و نفس الامرى آن ، با مشاهدهء تمثيل و تصويرى آن شىء و محاكات و تقليد از آن شىء به شىء ديگرى كه مثل او باشد . جهت اين فرق آنست كه تصوير و تمثيل موجب تعجّب نفس شده و تخيّل را در آن زنده كرده و برمىانگيزاند ، در نتيجه انسانى از آن لذّت برده و بدان نشاط پيدا مىكند و جلب مىشود ، ولى بيان