على محمدى خراسانى

446

شرح منطق مظفر (فارسى)

كه « اضاعة الفرصة غصة » و . . . اينها نيز امورى است كه بايد شناخت و آفات را دفع كرد . 5 . خيرات و منافع مراتبى دارد ، برخى از برخى نفع و خيرش يا ضرر و زيانش بيشتر است و گاهى بايد انفع النفعين ، خير الخيرين ، اقّل الشرين و . . . را برگزيد و دفع افسد به فاسد كرد . مثلا بداند كه كدام‌يك از اين دو عمل خيرش بيشتر و سودمندتر است همان را برگزيند ، بداند كه به چه‌چيز افضليت محقق مىشود ؟ مثلا امرى كه عامل‌تر و فراگيرتر باشد به امرى كه خاص‌تر و محدودتر باشد برترى دارد . هر امرى كه دائمى و پاينده باشد از امرى كه موقّتى و گذراست بهتر است و آن امرى كه سود بيشترى دارد بر امرى كه سود كمترى دارد مقدم است ، آن كار خيرى كه دنبالش خيرات ديگرى دارد بر ديگرى افضل است و همچنين در جانب مضرات و شرور و مفاسد . اين انواع و قواعد كليّه‌اى بود كه مربوط به اصناف سه‌گانهء خطابه مىشد و در اينجا انواع ديگرى هم هست كه از ذكر آنها مىگذريم و كلام را مطوّل نمىسازيم و عليكم بالكتب المطوّلة .